X
تبلیغات
جک اس ام اس
 
   

 

جک اس ام اس
 hojjatnakhai@yahoo.com

حجت

باعرض سلام وخسته نباشیدخدمت شما بازدید کنندگان گرامی امیدوارم که از این سايت خوشتان امده باشد من حجت هستم و اين هم سایتم از شما بازدید کنندگان عزیز می خواهم بانظرات خودتون من را بیشتر راهنمای کنید
باتشكر از شما بازديدكنندگان عزيز
شما در این سایت بهترین اس ام اس و جوک و اس ام اس عاشقانه سرکاری و...... را خواهید دید همه اس ام اس ها گلچین شده و سعی شده جدید ترین اس ام اس ها در این سایت قرار بگیره !!!امیدوارم خوشتون بیاد !!!راستی شما میتونید اس ام اس های خودتون رو برای ما به شماره ۰۹۳02716961ارسال کنید تا به اسم خودتون در سایت قرار بگیرد (شماره شما محفوظ میماند)
باتشکر hojjatnakhaei

Hojjatnakhai1373@yahoo.com

» دی 1390
» مهر 1390
» شهریور 1390
» براحتی زندگی شاد و موفقی داشته باشیم
» جک واس ام اس عاشقانه
» اس ام اس عاشقانه
» کد های مخفی موبایل
» داستان جالب از دختر16ساله
» دل نوشته ی عشق
» اس ام اس جک خنده دار
 

براحتی زندگی شاد و موفقی داشته باشیم پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390
 

براحتی زندگی شاد و موفقی داشته باشیم

زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید

که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید

برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است.

هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود  لذت ببرید.

سلامتی:

۱- آب فراوان بنوشید.

۲- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.

۳- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.

۴- بااین ۳ تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)،Enthusiasm

(شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی).

۵- از مدیتیشن، یوگا، نماز و دعا کمک بگیرید.

۶- بیشتر بازی کنید.

۷- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.

۸- روزانه ۱۰ دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.

۹- ۷ ساعت بخوابید.

۱۰- هر روز ۱۰ تا ۳۰ دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.


شخصیت:

۱۱- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.

۱۲- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.

۱۳- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.

۱۴- خیلی خود را جدی نگیرید.

۱۵- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.

۱۶- وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید.

۱۷- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.

۱۸- گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را

به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.

۱۹- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید.نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.

۲۰- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید.

۲۱- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.

۲۲- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید.

مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستندو به مانند کلاس جبر می‌باشند.

۲۳- بیشتر بخندید و لبخند بزنید.

۲۴- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.

جامعه:

۲۵- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.

۲۶- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.

۲۷- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.

۲۸- زمانی را با افراد بالای ۷۰ سال و زیر ۶ سالبگذرانید.

۲۹- سعی کنید حداقل هر روز به ۳ نفر لبخند بزنید.

۳۰- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.

۳۱- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمی‌آید،

بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.

زندگی:

۳۲- کارهای مثبت انجام دهید..

۳۳- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.

۳۴- خداوند درمان‌گر هر چیزی است. (ذکر خدا شفای هر دردی است..)

۳۵- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.

۳۶- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید،

لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.

۳۷- حتی بهترین هم می‌آید.

۳۸- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از خداوند تشکر کنید.

۳۹- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.


 

 
 
 

جک واس ام اس عاشقانه چهارشنبه نهم شهریور 1390
 

شخصی در خواب می دید در جایی از شهر از طرف حاکم به مردم پول می دهند واو خود را با عجله به آنجا رساند ودستانش را باز کرد و گفت:عمر حاکم دراز باد،به من هم بده.

حاکم از همه به این کمتر داد.وقتی شخص دید کم است،دادوفریاد زد که این کم است،این خیلی کم است.در حالی که کماست و کم است می گفت،از خواب پرید.خبری از پول نیست.چشمانش رابست وگفت:باشد همان کم را بدهید،من به کم هم قانعم.


چندتا بچه داری؟

چندتا بچه داری؟

به شخص بی غیرتی گفتند:چندتا بچه داری؟

در حالی که چهار تا انگشت نشان می داد گفت:سه تا!!!

گفتند:انگشتاد می گند چهارتا بچه داری اماتومی گی سه تا!!!

گفت:یکیش مال من نیست


تشویق خسیس

تشویق خسیس

پدر خسیسی که می خواست پسرش را تشویق کند به او گفت:پسر گلم!اگه

تو امتحانات،نمره ی بیست بیاری تورا می برم بستنی فروشی تا بتونی به

بچه هایی که بستنی می خورند تماش کنی!


موری چپه اش کن

روزی فیلی روی سوراخ مورچه ایستاده بود.مورچه ها عصبانی شدندو روی فیل ریختند تا اورا فراری بدهند.فیل تکانی خورد وهمه ی آنهاروی زمین افتادند،به غیراز یک مورچه.

مورچه هاوقتی دیدند یک مورچه هنوز روی فیل مانده،یک صدا فریاد زدند:موری خفه اش کن،گردنش بگیر و چپه اش کن.


سایه شاه

سایه شاه

درویشی زیرسایه ی الاغش استراحت می کرد.شاه از آنجا می گذشت.درویش رادرحال استراحت دید،به درویش گفت:ای مرد!اینجا چه کارمی کنی؟

درویش گفت:عمر شاه دراز باد،زیر سایه ی شما استراحت می کنیم.


مدل جدید

شخصی به اداره ثبت احوال مراجعه کرد تا برای فرزندش شناسنامه بگیرد.

مامور گفت:چه اسمی برای فرزندت انتخاب کرده ای؟

شخص گفت:دوو. 

مامور ثبت باتعجب گفت:آخر اینکه اسم آدمیزاد است؟

شخص گفت:آقای مامور،می دونی،درخانه ما،بیوک،خاور،داریم ومی خواهیم یک مدل جدید هم داشته باشیم.

اسکندر

اسکندر

اسکندر را گفتند:چرا معلم خودرا بیشتر از پدر خود تعظیم واحترام می کنی؟

جواب داد:به سبب آنکه پدر ما را از عالم ملکوت به زمین آوردو معلم مرا از

زمین به عالم ملکوت می برد.

 

کلفت تنبل حاضر جواب

کلفت تنبل حاضر جواب

آقا خطاب به کلفت:ای ماهی ها را بشوی.کلفن:خانم!ماشاءالله شما اگر کار

 

هم نباشه برای من درست می کنید،مگرنه اینکه ماهی ها تمام عمر خود را

 

درآب بوده اندو احتیاج به شستن ندارند.


 

دامادبا زیرشلواری

دامادبا زیرشلواری

شبی یک جوان بازیر شلواری خواستگاری دختری رفت.گفتند:چرا بازیر

شلواری آمدی؟جوان خواستگار که از خوش حالی از پوست خود نمی گنجید

درجواب گفت:شاید وصلت شد و همین جا ماندم!


شدت علاقه

شدت علاقه

زنی درحال مردن بود از شوهر خود پرسید:آیا وقتی بمیرم توزن دیگری می

گیری؟گفت:نه.من هم بعداز مرگ تو میمیرم.پرسید:ازشدت علاقه به من می

میری یا خودت را می کشی؟گفت،هیچ کدام از شوق سکته خواهم کرد.


بیژن

بیژن

شخصی به یک معتاد رسید وبه او گفت:بیژن سلام!

معتاد گفت:من بی ژن نیستم.من ژن دارم.


حروف انگلیسی

حروف انگلیسی

دبیر انگلیسی:احمد حروف الفبای انگلیسی را به خوبی می دانی؟

احمد:بله آقا!

معلم:آفرین!بگو ببینم.

احمد:ای،بی،سی،چهل،پنجاه،...


مدرک شما چیست؟

مدرک شما چیست؟

گاوی به خواستگاری گربه ای رفتوضمن صحبت خطاب به گربه گفت:مااادرک ا ت چیه؟

گربه درحالی که خجالت می کشیدگفت:پی ش دانشگاهی!.


شکرگذاری

شکرگذاری

شخصی که الاغش راگم کرده بود تمام شهررا گشت اما اثری از الاغش نیافت.اوبااینکه الاغش گم شده بودشکرخدامی کرد.

از او پرسیدند:الاغت گم شده چراشکرمی کنی؟

گفت:شکرمی کنم که من هم سوار الاغ نبودم وگرنه من هم گم شده بودم.


خواب رویایی

خواب رویایی

زن شوهری خوابیده بودند که زن شروع کرد لگد انداختن ونالیدن.

شوهر بیدارشد وزن را بیدار کردوگفت:چرالگد می زنی ومی نالی؟

زن گفت خواب بدی می دیدم.

مرد گفت چه خوابی؟

زن گفت:خواب می دیدم که مردم ومردم می خواهندمرادفن کنند.

شوهرگفت:ای کاش بیدارت نمی کردم!!


عاقل کیست؟

دیوانه ای راگفتند:زن گرفته ای؟

گفت:آری.

گفتند:طلاقش هم داده ای؟

اگرطلاق دهنده بودم که دیوانه نبودم!


| قدرت خدا

                                      قدرت خدا

شخصی به نامحرم نگاه می کردوهیچ حیانمی کرد.

بزرگی به او گفت:جوان!به ناموس مردم نگاه نکن،نگاه به نامحرم حرام است و تیری از تیرهای شیطان است.

شخص گفت:چه می گویی آقا؟من به عضمت خدانگاه می کنم عجب چیزی خلق کرده

خدا نکند که تو بمیری

                                 خدا نکند که تو بمیری

شخصی زن بداخلاقی داشت که بالاخره مریض شد.وبه شوهرش گفت:من اگرخدایی نکرده بمیرم می ترسم توتنها بمانی،آنوقت توچه می کنی؟

شخص گفت:خدا نکند که توبمیری آنوقت من هم از خوش حالی می میرم.


                                     سکته از شوق

شخصی زنی بداخلاق وپیرداشت.روزی نزد دوستانش گله کرد که گرفتار چنین زنی شده ام ونمی دانم چه کنم؟

گفتند:مایل هستی که خداونداورابکشد؟

گفت:نه.

گفتند:چرا!؟

گفت:می ترسم اگه کسی بیاد وخبر دهد که زنت مرده از شوق وخوش حالی سکته کنم.

............................

                                     کانال سوئزکجاست؟

معلمی ازشاگرد پرسید؟ پسرم کانال سوئزکجاست؟

شاگرد:آقااجازه،راستشوبگم؟

معلم: بگوجانم.

شاگرد:آقا میدونین،مااز20کانالفقط کانال7و9را بلدیم واز کانال سوئز تاحالااستفاده نکردیم که بدونیم کجاست؟

............................

                               گداوکچل

گدایی از کچلی بیست تومان تقاضاکرد.کچل گفت:ندارم.

گداگفت:بیست تومان بده.

کچل گفت:ندارم.

گدا گفت:پنج تومان بده.

کچل گفت:ندارم.

گداگفت دو تومان بده.

کچل گفت:ندارم.،گدا گفت:مگرموی سر می خواهم که هی میگی ندارم.

...........................


                                جای مرده:

جنازه ای راازکوچه ای عبورمی دادند.

ملانصرادین باپسرش ایستاده بود،پسرپرسید:بابادراین صندوق چیست؟

ملاگفت :آدم!

پرسید:کجامی برند؟

ملاجواب دا:به جایی که نه خوردنی باشدنه پوشیدنی،نه نان و نه آّ،نه هیزم،نه آتش،نه زر،نه سیم،نه بوریا،نه گلیم.

پسرگفت:بابا درست بگو،به خانه ی مامی برند؟

.................................

                                    تمام شد:

معلم:مجیدبیاپای تخته وبه سوالات پاسخ بده.

مجید:چشم آقا!

معلم:مجیدفعل خوردن راصرف کن>

مجید:آقااجازه!خوردم،خوردی!تمام شد.

.................................

                                       چه کسی کشت؟

معلم باعصبانیت ازشاگردپرسید:یزدگردسوم راچه کسی کشت؟

شاگرد که خیلی ترسیده بودگفت:آقابه خدامن اونونکشتم.

.................................

                               مفعول درکجای جمله است؟

معلم به شاگردگفت:پسرجان!دراین جمله که می گویم بگومفعول کجاست؟گربه موش را خورد.

شاگردفکری کردوگفت؟آقااجازه!توشکم گربه

................................

                                ادعای پیامبری

درزمان هارون الرشید شخصی ادعای پیغمبری کرد.

اورادستگیروبه نزدهارون بردند.

هارون به اوگفت:اگردرادعای خودراست می گویی قفل بزرگی راکه به آن درزده اند باز کن تامن به تو ایمان آورم.

شخص فکری کردوگفت؟ای هارون من پیغمبرم نه آهنگر.هارون خندید و اورا آزاد کرد.

................................

                             ملاقات

زنی که برای ملاقات همسرش به زندان رفته بود به شوهرش گفت:هنوزهم درفکرمن هستی؟

مردگفت:البته که هستم والا تا حالا بیش از صد دفعه از زندان فرار کرده بودم.

 

جوک سری 16

جشنواره فیلم های اصفهان:
۱- دو نفر با یه تخم مرغ
۲- تا حالا موز خوردی؟
۳- ده نفر زیر یک چتر
۴- من ترانه ۱۵ تومن دارم
۵- دیشب پیتزا خوردم آیدا

اصفهانیه خونش آتش می گیره اس ام اس میزنه به آتش نشانی میگه یه خونه آتیش گرفته زنگ بزنید تا آدرسشو بگم

بیشتر مردها 2 آرزوی بزرگ دارند، اول داشتن خونه، دوم داشتن ماشین برای فرار از خونه

بچه اصفهانیه میاد میگه بابا امتحانمو بیست شدم. باباش می زنه تو گوشش می گه تو که با 10 هم می تونستی قبول شی حتما باید این همه خودکار حروم می کردی؟

به حیف نان میگن تور را تعریف كن؟
میگه: تور مجموعه سوراخهایی هستند كه با طناف به هم وصل شده‌اند

حیف نان میره دکتر میگه: آقای دکتر من چه کارایی بکنم که ۱۰۰ سال عمر کنم؟ دکتره میگه: ببینم سیگار می کشی؟ میگه نه. مشروب می خوری؟ نه.
پس میخوای ۱۰۰ سال عمر کنی چه غلطی بکنی؟

از حیف نان می پرسن این علامت جمجمه و استخوان که دزدای دریایی دارن یعنی چی؟ حیف نان یه کم فکر می کنه میگه یعنی خوردن کله پاچه در کشتی ممنوع

مرده می زنه یه پلیس و می کشه زنگ می زنه ۱۱۰ می گه حالا شدین ۱۰۹ تا.

حیف نان صد هزارتا صلوات نذر می کنه میره ورزشگاه آزادی میگه جمیعاْ صلوات.

حیف نان بعد از دو سال یه پازل رو تموم می کنه بهش میگن: چرا انقدر طول دادی؟ میگه نه بابا اتفاقا خوب تموم کردم روش نوشته سه تا پنج سال.

حیف نان میره در یخچال رو باز می‌كنه می‌بینه ژله توی یخچال داره می‌لرزه. میگه نترس اومدم آب بخورم!

حیف نان با خدا قهر می کنه اول دفترش می نویسه به نام بعضی ها

حیف نان رستوران میزنه، رو درش می‌نویسه: وقت نهار و نماز تعطیل است

حیف نان باباش می میره هفتش خیلی شلوغ می شه واسه چهلم بلیط می فروشه


جک سری 17

نفر می رن بانک می زنن، وقتی می رسن خونه یکیشون می گه بیا پولها را بشماریم ببینیم چقدره؟ اون یکی می گه ولش کن فردا تلویزیون اعلام می کنه!

حیف نان سرش میخوره به میله وسط اتوبوس، جا به جا ولو میشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز میكنه می بینه ملتی كه واستادن بالا سرش میله رو گرفتن، میگه: ولش كنین ببینم چی می گه

حیف نان با نامزدش میره كافی شاپ، گارسون میاد میگه: چی میل دارید براتون بیارم؟ دختره میگه: دوتا كافه گلاسه لطفاً. حیف نان با عجله میگه: دوتا هم واسه من بیارین

.-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::....::::..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::- جوك برای نابینایان

به حیف نان می گن: می دونی امام رضا رو چه جوری شهید کردن؟ می گه : آره، نامردا تو حرمش بمب گذاشتن

به حیف نان می گن اگه دنیا رو بهت بدن چی كار می كنی می گه من فعلا می خوام درسمو ادامه بدم

حیف نان می خواسته بره مسافرت، می پرسن کجا میری؟ میگه اگه خدا قبول کنه، امام رضا بطلبه، میرم کیش
جوک
حیف نان می ره امتحان رانندگی بده تابلو خطر بهش نشون میدن می گن این چیه می گه به قطره چکان نزدیک می شوید!

حیف نان با پسرش بانک می زنن و فرار می کنن میرن داخل یه استادیوم شروع می کنن دور زمین فوتبال دویدن، بعد از دو دور پلیس می رسه، پسره میگه: بابا پلیس‌ها رسیدن چی کار کنیم؟ حیف نان میگه: نگران نباش اونا هنوز دو دور عقبن.

حیف نان میره خواستگاری دختر رو می بینه ازش خوشش نمیاد میگه: ما می ریم یه دوری می زنیم بر می گردیم

عباس آقا نصفه شب بلند میشه آب می خوره میگه: سلام بر حسین یه نفر از زیر تخت میگه : سلام عباس آقا

یه وزنه سنگین از بالای یه ساختمون می افته روی پای یه اصفهانی، اصفهانی داد میزنه:آخ! کفشم، اوخ

حیف نان با دوستش در تهران میرن در خونه یك تهرانی. حیف نان در می زنه از اونور صدا میاد میگه كیه؟ حیف نان میگه مویوم. دوستش میگه بگو منم. حیف نان میگه اگه در رو باز كنه ببینه مویوم چی؟

تفاوت حادثه با فاجعه:
حادثه: مادر شوهرتو هول بدی تو دریا
فاجعه: شنا بلد باشه

حیف نان میره المپیک توی دو میدانی مسابقه شروع میشه. حیف نان صد متر رو توی هشت ثانیه میره میان باهاش مصاحبه می کنن میگن که چیکار کردی. حیف نان میگه: آقا ورزشگاتون چقدر سوسک داره

جک و لطیفه

مؤدب


فریدولین از جشن تولد دوستش به خانه برگشت.


مادرش پرسید: دختر مؤدبی بودی؟


فریدولین: البته مادر!


مادر: مرتب نمیرفتی شیرینی برداری؟


فریدولین گفت: نه همان اول که وارد شدمپنج تا برداشتم!


 


پز!


پسری صد یورو در خیابان پیدا کرده بود. به خانه که آمد مادرش از او پرسید: آیا به اداره‏ی اشیای گمشده اطلاع دادی؟


پسرک گفت: نه چون این خیلی خوب نیست کهآدم بخواهد پز شریف بودنش را بدهد!


 


فراموشی


آلبرت از رالف پرسید: مامانت چطوری فهمید که دستهایت را نشستی؟


رالف گفت: هیچی فراموش کرده بودم صابون را خیس کنم!


 


دلیل


پسرک روی زمین نشسته بود و ناله می‏کرد. مادرش با دلسوزی پرسید: چی شده؟


پسرک خوردم زمین و زانویم زخمی شد.


مادر:کی این طوری شد؟


پسرک: نیم ساعت پیش.


مادر: پس چرا تازه الآن ناله و زاری می‏کنی؟


پسرک: آخه نمی‏دانستم تو در خانه‏ای!

 


درک مزه


خواهر هانس برایش کتلت درست کرد و از او پرسید: مزه آنها چطوره؟


هانس گفت: مزخرفه!


خواهرش گفت: پس تو اصلا مزه‏ی خوب را درک نمی‏کنی. در کتاب آشپزی نوشته شده بود مزه‏ی آنها عالیه!


 


صاحب اصلی


کارل و گستاو از کنار آقای بلومر می گذشتند. آآقای بلومر از آن طرف نرده به آنها یک توپ نشان داد و پرسید: این توپ مال شماست؟


کارل پرسید: چطور؟ مگه به شما خسارت زده؟


آقای بلومر گفت: نه.


کارل: پس مال ماست!

جوک جدید

دیوانه اولی: من وقتی رو کله ام وامیستم خون توی سرم جمع میشه، ولی وقتی روی پاهام وامیستم، خون تو پاهم جمع نمی شه، می دونی چرا اینجوریه؟
دیوانه دومی: خوب معلومه، چون پاهات مثل کله ات تو خالی نیستند!!!

—————————

بچه از باباش می پرسه: بابا! تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگی می کنند یا با هم هستن؟
باباهه می گه: بچه جون! اگه زنها با شوهراشون یک جا باشن که اونجا دیگه بهشت نمی شه!

—————————

حیف نون زنگ می زنه ثبت احوال، می گه: ببخشید، اونجا ثبت احواله؟ من امروز احوالم خیلی خوبه، می خواستم ثبت کنم!

—————————

توی یک مهمانی، یک خانمی رو می کنه به حیف نون، می گه: به نظر شما من چند سالمه؟ حیف نون می گه: گفتنش یک خورده مشکله، اما یک کم که دقیق می شم می بینم اصلا بهتون نمی یاد!

—————————

حیف نون می ره کارخانه چوب بری استخدام بشه، آقاهه می پرسه: سابقه ای تو کار چوب بری داره؟
حیف نون می گه: من می تونم درختای گردو به قطر یک متر رو در مدت یک دقیقه با تبر قطع کنم!
آقاهه خیلی تحت تاثیر قرار می گیره، می گه: این همه تجربه رو از کجا آوردی؟
حیف نون می گه: از کویر لوت!
آقاهه می گه: مرد حسابی! کویر لوت درخت گردوش کجا بود؟!
حیف نون می گه: پس فکر کردی واسه چی دیگه اونجا درخت گردو پیدا نمی شه؟!

—————————

معلم: کی می دونه چرا هواپیما پروانه داره؟
رضا: آقا اجازه؟ برای اینکه خلبان عرق نکنه!
معلم: از کجا فهمیدی؟
رضا: آقا اجازه؟ یه دفعه که ما داشتیم فیلم تماشا می کردیم، دیدیم که وقتی پروانه هواپیما از کار افتاد، خلبانه خیس عرق شد!

—————————

یارو می رسه به دوستش می گه: حیف نون چی شده؟ خیلی به نظر ناراحتی؟
حیف نون می گه: آخه این هفته بدترین هفته برام بود، شنبه طلبکاره اومد در خونمون، یکشنبه ماشینم رو دزدیدند، دوشنبه خونه مون آتیش گرفت، سه شنبه سکته ناقص کردم، چهارشنبه بابام فوت کرد، پنج شنبه زنم گم شد و از همه بدتر جمعه… زنم پیدا شد!


 

 

 

 

یارو دم یه گربه رو گرفته بوده و می کشیده
بهش می گن : گناه داره چرا دم گربه رو می کشی؟
می گه  بابا من فقط دمش رو گرفتم … خودش می کشه

—————————
یارو میره ته استخر تا میاد بالا می گه : کاشی کاره عجب نفسی داشته !!!

—————————

غضنفر تو جاده داشته رانندگی می کرده ، یهو میبینه یه کامیون داره از روبروش میاد،
میزنه رو ترمز میبینه ترمزش نمی گیره .

رفیقشو صدا می کنه می گه : اصغر اصغر پاشو تصادفو ببین .
—————————
یک مورچه و یک زرافه باهم ازدواج می کنند
شب عروسی مورچه گم می شه بعد از یک هفته پیداش می شه
بعد زرافه بهش می گه : این همه مدت کجا بودی ؟
مورچه می گه : تو راه بودم که بیام بوست کن


 

 

 

حیف نون رفته بوده تئاتر، دوستش ازش می پرسه: چطور بود؟
حیف نون میگه: خوب بود، ولی آخرش رو نفهمیدم چی شد. قست اول که تموم شد یک پلاکارد نشون دادن که نوشته بود: “پرده دوم، دو سال بعد”
من دیگه حوصله نداشتم دو سال صبر کنم اومدم بیرون!
—————————

مگسه نامزدش رو می گیره تو بغلش، میگه: عزیزم! من تو را با هیچ گهى عوض نمی کنم!
—————————
تو شهر حیف نون اینا برای اولین بار چرخ فلک نصب می کنن. حیف نون به شهرداری زنگ می زنه می گه دستتون درد نکنه، از وقتی پنکه بزرگه رو نصب کردین هوا خیلی خنک شده!
—————————
به حیف نون می گن برو استخر شیرجه بزن تو آب، بعدش بیا بالا شامپو گلرنگ رو تبلیغ کن… خلاصه میره بالا و شیرجه میزنه، ولی از بخت بد سرش می خوره به کف استخر… بعد از یه مدت بالاخره میاد بالا، رو می کنه به دوربین، می گه: می خوام سالاد درست کنم!
—————————
حیف نون داشته برای دوستانش تعریف می کرده: “رفته بودم جنگل، که ناگهان یه خرس بزرگ دنبالم گذاشت، من هی می دویدم، خرسه هم هی پشت سر من می دوید و لیز می خورد… من هی می دویدم، خرسه هم هی پشت سر من می دوید و لیز می خورد…”
دوستاش می گن: “حالا خوبه تا اینجا رسیدی خودت رو خراب نکردی!”
حیف نون می گه: “پس فکر کردید برای چی خرسه لیز می خورد؟


 

 

مردی می ره پیش کشیش تا اعتراف کنه. می گه: من در زمان جنگ جهانی دوم به یک مرد در خانه خودم پناه دادم.
کشیش می گه: خوب این که گناه نیست!
مرد می گه: ولی من بهش گفتم برای هر یک هفته ای که در خانه من بمونه باید ۵ دلار بپردازه.
کشیش می گه: درسته که کارت خوب نبوده، ولی تو با نیت خوبی این کار رو انجام دادی.
مرد می گه: اوه! متشکرم! خیالم راحت شد. فقط یه سوال دیگه…
کشیش می گه: بگو فرزندم.
مرد می گه: آیا باید بهش بگم که جنگ تموم شده؟


 

چی صدا کنم تو رو …. گور خر یا کانگورو ……… کاش که خر بودی عزیزم ….. می شدم سوار تو


جوک خنده دار

حیف نون می ره کتابخونه، داد می زنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه.
آقاهه بهش می گه: آقا! اینجا کتابخونه هست.
حیف نون می گه: ببخشید… بعد یواش در گوش آقاهه می گه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه!

—————————

شعبده بازی روی صحنه هنر نمایی می کرد که ناگهان گفت: حالا یک خانم بیاید روی صحنه تا من کاری کنم که غیب شود!
مردی از میان جمعیت برخاست و گفت: آقای شعبده باز! چند لحظه صبر کن تا من بروم مادر زنم را بیاورم!

—————————

سه نفر می خواستند چای لیپتون بخورن. اولی فنجان رو نگه می داره و لیپتون را تو فنجان تکان می ده، دومی لیپتون را نگه می داره و فنجان را تکان می ده، سومی لیپتون را به دور فنجان می ماله!

—————————

مادر: احمد! اگر من به تو ۱۰ تا بادام بدهم که آنها را به طور مساوی با جواد تقسیم کنی، چند تا به او می دهی؟
احمد: سه تا!
مادر: ببینم! مگر تو حساب کردن بلد نیستی؟
احمد: چرا مامان من بلدم، ولی جواد که بلد نیست!

—————————

به حیف نون گفتن واسه زلزله بم چه کمکى کردى؟ گفت: متاسفانه من دستم خالی بود، ایشالا زلزله بعدی!

—————————

احمد: مامان! اجازه می دهی بروم با اکبر بازی کنم؟
مادر: نه پسرم، اکبر بچه خوبی نیست. آدم باید همیشه با دوست بهتر از خودش بازی کند.
احمد: پس اجازه بدهید اکبر بیاید با من بازی کند!

اس ام اس عاشقانه
آخرین شعر مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار ، تا که تنهایی ات از دیدن آن ، جا بخورد و بداند که دل من با توست ، در همین یک قدمی !



 
شبها که بی تو پلک غزل بسته می شود ، از لحظه های بی تو دلم خسته می شود ، باور نمی کند دل مغرور و ساکتم ، هر لحظه بیشتر به تو وابسته می شود .



 
عمریست لبخندهای لاغر خود را ذخیره می کنم و می گویم برای روز مبادا ، هر روز بی تو برایم روز مباداست !



 
تو اگر خسته ای از دست دلم حرفی نیست ، امر کن تا که بمیرم ، به خدا می میرم !



 
بر سنگ قبر من بنویسید خسته بود ، اهل زمین نبود نمازش شکسته بود ، بر سر سنگ قبر من بنویسید شیشه بود تنها از این نظر که سراپا شکسته بود ، بر سنگ قبر من بنویسید پاک بود و چشمان او که دائما از اشک شسته بود ، بر سنگ قبر من بنویسید این درخت عمری برای هر تیشه و تبر دسته بود ، بر سنگ قبر من بنویسید کل عمر پشت دری که باز نمی شد نشسته بود .



 
زندگیمو میدم برات ، جونمو میزارم به پات ، هرجا بری میام باهات ، میشم یه رویا تو شبات ، میشم یه خواب شیرین تو چشات ، دنیا رو میزارم کنار اگه بگی دوست دارم .



 
عشق همچون نقاشیست ، با این تفاوت که نقاشی را می توان پاک کرد اما عشق را هرگز !



 
هرگاه دلت هوایم را کرد ، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند .



 
در رویاهای کودکانه آموختم به چیزی که به من تعلق ندارد فکر نکنم ، اما ناگهان او همه ی فکرم شد .

در دنیا جای کافی برای همه هست ، پس بجای اینکه جای کسی را بگیری سعی کن جای خودت را پیدا کنی .



 
زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من ، بر امید دانه ای افتادم بر دام دوست . (حافظ)



 
فغان کین لولیان شوخ شیرین کار شهر آشوب ، چونان بردند دل که ترکان خان یغما را . (حافظ)



 
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل مارا ، به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را ، بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت ، کنار آب رکناباد و گلگشت مصلا را . (حافظ)



 
یه نفر ، یه جایی ، تمام رویاهاش تو بودی ، وقتی که به تو فکر میکنه احساس میکنه زندگی واقعا با ارزشه ، پس هروقت دلت گرفت این حقیقت رو به خاطر داشته باش ، یه نفر ، جه جایی ، بیقرارته !



 
گل من خبر نداری گلدونت برات میمیره ، اگه تو پژمرده باشی گلدونت دلش میگیره !



 
چشم مستی که تو داری به خدا زنجیر است ، هرکه پایبند تو شد تا به قیامت گیر است .



 
سکوت بی بهانه ترین صدای مهر است و من سکوت می کنم تا بگویم دوستت دارم .



 
واست شب اس ام اس زدم که بگم دنیام تاریکه مثل شب ، تنهام مثل ماه ، کوچیکم مثل ستاره ، اما دوست دارم اندازه ی آسمونی که اندازه نداره .



 
بوی غربت میدهم اما غریبه نیستم ،گرچه میدانم که عمری در غریبی زیستم ، مثل رودی بستر این خاک را طی کرده ام ، تا بفهمم عاقبت در جستجوی چیستم ، در عبور از لحظه ها بر روی پای اشتیاق ، لب شکست از خشکی اما همچنان می ایستم ، دستهایت برگهای عمر سبزم را ربود ، گرچه اینجا هستم اما در حقیقت نیستم ، ای فریماه شب تار یاریم کن ، تا بدانم سایه گمگشته ای از کیستم .



 
دلم گرفته از آدمایی که میگن دوستت دارم اما معنیشو نمیدونن ، از آدمایی که میخوان ماله اونا باشی اما خودشون مال تو نیستند ، از اونایی که زیر بارون برات میمیرن و وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره .

 

 
 
 

اس ام اس عاشقانه چهارشنبه بیست و یکم دی 1390
 

 

گاهی خوردن لگدی از پشت ! برداشتن گامی به جلو است . . .

تمام تلاشت در زندگی این باشد که روزگار را مطیع خود کنی

نه این که خود مطیع روزگار باشی . . .

دریا باش تا بعضی ها از با تو بودن لذت ببرند ، و بعضی ها که لیاقت دیدن

تو ندارند ، غرق شوند . . .

عشق مرگ نیست زندگی است ، سخت نیست عین سادگی است

عشق عاشقانه های باد و گندم است ، اولین پناهگاه کودکی آخرین پناهگاه آدم است

بقیه اس ام اس های عا شقانه در ادامه مطلب

شما می تونید اس ام اس های خود را به شماره ۰۹۳۵۸۷۵۶۳۰۴ ارسال کنیدتا با نام خودتان ثبت شود

اس ام اس خنده دار

واسه اصفهانيه مهمون مياد به مهمونش ميگه آقا مرغ هستا بگم تخم کنه

تو سیب کدامین درخت پرتقالی که هر دانه انارت به سرخی گیلاس های درخت موز است،ای گلابی من! (شعر نو ترکی)

یک کلام حرف حساب باهات دارم ، میخوام بگم بی معرفت دوست دارم .

اس ام اس عاشقانه

در شیارهای قلبم به دنبال کدامین عشق می گردی ؟

عشق من در آینه ای است که هر روز به آن می نگری . . .

اس ام اس عاشقانه

ما هرچی تلخی بود امتحان کردیم ولی دیدم هیچ چیز تلخ تر از ندیدنت نیست !

همیشه این واسم سوال بود که عشق چیه ؟

اما الان با تو به زیباترین جواب رسیده ام . . .

سه نوع گل داریم : یکی تو خونه ، یکی تو گلخونه ، یکی داره اس ام اس میخونه !

به سلام ها دل نمی بندم ، از خداحافظی ها غمگین نمی شوم

دیگر عادت کرده ام به تکرار یکنواخت دوری و دوستی خورشید و ماه . . .

خدایا طاقت هجرش ندارم ، تو میدانی که او را دوست دارم

شده در زندگی لیلای عشقم ، و من مجنون عشقش در دیارم

هر دل سنگی یه روزی میشه تنگ ، چه کنم من که دلم تنگه همیشه !

چشم لیلا زده ات سوسن شبهای من است / بوسه از باغ لبت خواهش لب های من است

به یمن آمدنت هزاران ستاره در آسمان آبی دلم درخشید

تو اولین و آخرین حکایت بی انتهای عشقی . . .

اس ام اس عاشقانه جدید اس ام اس های عاشقانه عاشقونه و عشقولانه بهترین اس ام اس های عاشقانه اس ام اس عاشقانه اس ام اس عاشقانه جدید اس ام اس های عاشقانه عاشقونه و عشقولانه بهترین اس ام اس های عاشقانه اس ام اس عاشقانه

شما می تونید اس ام اس های خود را برای من به شماره ۰۹۳۵۸۷۵۶۳۰۴ بفرستید

اس ام اس های خنده دار

از يارو ميپرسن شراب زندگي يعني چه ؟
ميگه : نميدونم ، من فقط دوغ ميخورم !!!

دعای ترکی:آرزو دارم خدا کنه این سالها به حق پنج تن الهی آمی

يارو می خوره به شیشه! داد مي زنه اه! چه هوای سفتی!

حیف نون با احساساتش بازي ميكنه دو هيچ ميبازه!

حيف نان ميخواد به دختره تيكه بندازه ميگه در قلب مني هرگز!

جوک اس ام اس خنده دار

براي اينکه شکست نخوريد هرگز تلاش نکنيد.

خواجه گشاد الدين ايراني!

طبیبم دید چون سیمای زرد و جان غمگینم
طبابت کرد از بهر شفا، لیموی شیرینم

مکن پنهان دوای درد من در زیر پیراهن
نگارینا مروت کن من بیمار مسکینم

اس ام اس خنده دار

یا ابوالفضل چیست ؟ واژه ای که اصفهانی ها هنگام ورود مهمان، اردبیلی ها برای بلند کردن اجسام سنگین و لرها از آن در پیچها به جای ترمز استفاده میکنند

به غضنفر می گن به زنبورهایی که از کندو محافظت می کنن چی می گن؟ غضنفر می گه: خسته نباشید

جوک اس ام اس

به یارو میگن بهترین شهر دنیا کجاست؟ میگه.سانفرانسیسکو میگن بنویسش میگه غلط کردم. قم

جوک اس ام اس عاشقانه و جوک اس ام اس های خنده دار و زیبا عاشقانه و خنده دار


جک اس ام اس

به یارو مي گن چي شد ترک شدي ؟ مي گه: بچه بودم خر گازم گرفت واکسن که نبود اون موقع ها !!!

تو جبهه از هر طرف خمپاره مي يومده .يکي داد مي زنه :سنگر بگيريد .یارو از اون ور مي گه : واسه من بربري بگيريد.

یه یارو پسرشو می‌‌بره آزمایش کنه، ببینه دیوونه است یا نه! دکتر به پسره میگه: برو با این آبکش آب بیاریارو میگه: این خسته‌ است، بذار خودم برم بیارم

شما برنده جایزه بزرگ بانک ملت شدید برای اطلاعات بیشتر به سایت www.arejoneammat.com مراجعه کنید!

یارو رو برای بار پنجم به جرم دزدی می‌برن دادگاه قاضی میگه: خجالت بکش این دفعه‌ی پنجمیه که میای دادگاه. طرف میگه: خودت خجالت بکش که هر روز اینجایی

حیف نون که سرش رو برای خودکشی روی ریل گذاشته بود پس از واژگونی قطار از محل حادثه گریخت!

مادر:علی بیا اسفناج بخور آهن داره

علی :آخه مامان الان آب خوردم می ترسم زنگ بزنم!!!

رشتیه فردای عروسی یه بلیط هواپیما می ده دست زنش می گه برو اروپا ماه عسل!!!

بچه ی غضنفر از باباش میپرسهبابا چرا امام رضا رفته مشهد؟ غضنفر:دقیق نمیدونم پسرم فکر کنم رفته بود زیارت!!!!

جوک اس ام اس هایجدید و باحال بهترین و زیبا ترین جوک ها و اس ام اس ها جوک اس ام اس عاشقانه جوک های خنده دار


تو را چون بادبادک دوست دارم / مثال پول قلک دوست دارم

تو گفتی بچه ای ، باشد ، ولی من / تورا قد لواشک دوست دارم . . . !

گلبولهای سفیدم فدای باکتری های وجودت

(پیامک پزشکی- بهداشتی !)

مگه من به تو اجازه دادم که بازم رفتی اون بالا ، هان !؟

بیا پایین ، زود باش ، آخه تو فقط ماه منی !

مفت خور عوضي از حلقومت در ميارم ازت شكايت ميكنم


.
.
.

دلمو دزديدي چرا پس نميدي؟

میفرستم این پیامک را به دوست ، ای پیامک صورت او را ببوس . . .



تا حالا یه هندونه که از عقب نیسان بخوره کف خیابون رو دیدی؟



اونجوری تیکه پارتم


می دونی بهترین واحد پول دنیا چیه ؟


تومن



چون هم تو توش هستی هم من !


اس ام اس ولنتاین

--

اس ام اس مخصوص "روز ولنتاین"




بزرگترین آرزوم اینه کوچکترین آرزوت باشم



اس ام اس ويژه روز ولنتاین



قلب مهربانت مثلثي را مي ماند در درياي عشق
مرا در خود كشيدي برموداي من !!!



اس ام اس ويژه روز ولنتاین


اي دوست به جز عشق تو در سر من هوسي نيست
جز نقش تو بر صفحه ي دل نقش كسي نیست



اس ام اس ويژه روز ولنتاین



بهترين لحظه، لحظه ايست كه فكر كني فراموشت كردم، بعد 1 اس ام اس از طرف من بياد كه توش نوشته ميميرم برات !
ولنتاینت مبارک !


اس ام اس ويژه روز ولنتاین



يادته بهت گفتم كه خشت ديوار دلتم، تو هم منو شكستي
ولي اشكالي نداره، حالا خاك زير پاتم !


سه تا پیرزن تصمیم میگیرن ازدواج کنن آگهی میدن یکی بگیر دو تا جایزه ببر!!

*

اون چیه که مردا در میارن زنا میخورن؟

:

:

یکم فکر کن!!

:

:

خیلی منحرفی. منظورم پوله!!!

*

ویکتور هوگو میگه :

چیزی بخون که بتونی بنویسی ،

چیزی بنویس که بتونی امضاش کنی ، چیزیو امضا کن که بتونی پاش وایستی .

پس دوست دارم امضاء

*

رشتیه زنش حامله نمیشه از خونه میندازتش بیرون میگه تا وقتی حامله نشدی برنگرد!!

*

سخت ترین لحظه ی زندگی اون لحظه ای است که بدونی واسه کسی که دوستش داشتی یه تجربه بودی.

هر وقت کسی رو دیدی، احساس کردی می خواد بغلت کنه و فقط تو می بینیش، زبونت بند اومده، صدایی نمی شنوی و زمان نمی گذره...
...
...
...
مطمئن باش عزرائیله!


اس ام اس جدید

برای دریافت اس ام اس جدید در خبر نامه عضو شوید

هر وقت توی زندگی به یه در بزرگ رسیدی که روش یه قفل بزرگ بود نترس و نا امید نشو!!! چون اگه قرار بود باز نشه جاش یه دیوار میذاشتن

اگر کسی یک‌بار به تو خیانت کرد، این اشتباه از اوست. اگر کسی دوبار به تو خیانت کرد، این اشتباه از توست

عاقل به آن دلیل عاقل است که عاشق است...احمق به آن دلیل احمق است که فکر میکند میتواند عشق را درک کند

می دونی ضدحال چیه!!؟ تولدت 30 اسفند باشه!! هرچهار سال یه بارتولدت باشه!!

زندگی را درک کن.زیرا آخر جاده ی زندگی تابلویی هست با این نوشته:دور زدن ممنوع!

اس ام اس جوک مسیج و اس ام اس عاشقانه خنده دار جوک و اس ام اس خنده دار عاشقانه بهترین اس ام اس های سرکاری زیبا

20سال 20 روز 20 شاخه گل براي تو که بيستي افسوس که
پيشم نيستتي
.
.
.
دروغگو ، تو مگه نگفته بودی ستاره ی من فقط تویی ؟
حالا میبینم اون بالا داری باعث درخشیدن بقیه ی
ستاره ها هم میشی !
.

زیبا ترین اس ام اس .
.
شاخه گلت سالها بود در میان دفترت خوابیده بود ، بی
اجازت امروز بیدارش کردم !
.

اس ام اس های زیبا و عاشقانه
.
.
در خلوت من نگاه سبزت جاريست! اين قست بي تو بودنم
اجباريست
.
.

اس ام اس عاشقانه زیبا
.
تو با آواز خود شب را شکستی / ولی من بی دریچه مانده
ام باز
هوای پر زدن هایم کجا رفت ؟ / ز یاران باز هم جا
مانده ام باز . . .
.
.

بهترین اس ام اس های عاشقانه و جوک اس ام اس خنده ده دار
.
خداوند ، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا
تنها سخنان و صحنه هاي
بالا و والا را جستجو کنيم . . .
.
.

اس ام اس عاشقانه
.
قصه ها بر من گذشت تا بدانم کيستم / سرگذشتم هرچه
بوده من پشيمان نيستم
من اگر سردار عشقم يا که پاکباخته ام / سرگذشتم را
به دستان خودم ساخته ام . . .
.
.
.
دلم مي خواست سقف معبد هستي فرو مي ريخت پليدي ها
وزشتي ها به زير خاک
مي ماندند ، بهاري جاودان آغوش وا مي کرد جهان در
موجي از زيبايي و خوبي شنا مي کرد . . .
.
.

اس ام اس عاشقانه
.
عاشقی مقدور هر عاشق نیست / غم کشیدن کار هر نقاش
نیست . . .
.

جوک اس ام اس عاشقانه ترین اس ام اس خنده دار جدید زیبا سرکاری جدید زیبا و باحال خنده دار جوک و اس ام اس عاشقانه جدید و زیبا باخال
.
.
نتوان ترک تو ای قبله دلها کردن / که محال است دگر
مثل تو پیدا کردن . . .
.
.
.
بی وفایی کن وفایت میکنند با وفا باشی خیانت میکنند
مهربانی گر چه آیینه ی خوشیست مهربان باشی رهایت
میکنند . . .
.
.
.
بازی روزگار را نمی فهمم ! من تو را دوست دارم تو
دیگری را دیگری مرا
و همه ی ما تنهاییم . . .
.
.
.
کاش واژه حقیقت آنقدر با زبان ما صمیمی بود ، که
برای بیان کردن "دوستت دارم"
نیاز به قسم خوردن نبود . . .
.
.
.
شهر آیینه دار میشود با یک گل / پروانه تباه میشود
با یک گل
گفتند : نمیشود ، ولی میبینید / یک روز بهار میشود
با یک گل . . .
.
.
.
دلم برای دیدنت چه شاعرانه لک زده / بلور قلب کوچکم
ز دوزیت ترک زده !
.
.

اس ام اس جوک مسیج و اس ام اس عاشقانه خنده دار جوک و اس ام اس خنده دار عاشقانه
.
هرچه که زیباست و لایق تقدیم شما باد / غروب غم ها و
طلوع شادیهایتان
آرزوی من است . . .
.
.
.
اکنون با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید
دم می زنم که با هر نفس
گامی به تو نزدیک تر می شوم . این زندگی من است . .
.
.
.
.
زندگی را تو بساز ، نه بدان ساز که سازند و پذیری بی
حرف
زندگی یعنی جنگ ، تو بجنگ ، زندگی یعنی عشق ، تو
بدان عشق بورز .


 

 
 
 

کد های مخفی موبایل چهارشنبه بیستم مهر 1390
 


#7780#*
RESET گوشي يا همان بازگشت به حالت تنظيمات کارخانه اي. مناسب براي زمانيکه گوشي قاطي کرده است . درواقع درايو C گوشي را ريست ميکند (ريست گوشي بدون حذف برنامه ها) بعد از وارد کردن اين کد ، گوشي از شما تقاضاي وارد کردن security code را خواهد داشت که اگر آنرا قبلا تغيير نداده باشيد 12345 ميباشد.


#7370#*
فرمت گوشي . مناسب براي زمانيکه گوشي خيلي خيلي قاطي کرده است. درواقع اين کد درايو C گوشي را فرمت ميکند و البته تمامي برنامه ها و فايلهاي موجود بر روي اين درايو از بين خواهند رفت . بعد از وارد کردن اين کد ، گوشي از شما تقاضاي وارد کردن security code را خواهد داشت که اگر آنرا قبلا تغيير نداده باشيد 12345 ميباشد.



اگر پسوورد ( security code ) گوشي قبلا تغيير داده شده است و آنرا نمي دانيد و همچنين گوشي شما از سيستم عامل سيمبين  استفاده مي کند  ابتدا گوشي را خاموش کرده و در حاليکه سه دگمه سبز ، * ، 3 را همزمان نگه داشته ايد گوشي را روشن کنيد و آنها را آنقدر نگه داريد تا کار فرمت آغاز بشود. دراين حالت از شما ديگر پسوورد خواسته نخواهد شد و مستقيما گوشي فرمت خواهد شد.


فرمت کارت حافظه گوشي:
به صورت safe mode گوشي را روشن کنيد ( براي اينکار درحاليکه دگمه pen (مداد) را نگه داشته ايد گوشي را روشن کنيد البته درظاهر تفاوتي را مشاهده نخواهيد کرد.) سپس اين مسير را در گوشي برويد: menu>>Extras>>Memory>>Format MEM.card

حالت safe mode بسيار به دردتان خواهد خورد و در مواقعيکه گوشي هنگ کرده و بالا نمي آيد احتمالا به دادتان خواهد رسيد و باعث مي شود گوشي بالا بيايد و بعد از آن بتوانيد گوشي را درصورت تمايلتان فورمت و يا کار ديگري بر روي آن بکنيد. که در گوشي هاي مختلف کمي متفاوت مي باشد و در اسمارت فونها اکثرا بايد کليد خاصي را ( کليد ABC و يا PEN ) را نگه داشته و سپس گوشي را روشن کنيد.

#30#*
شماره هاي محرمانه گوشي را نمايش ميدهد.


#67705646#*
در گوشيهاي مدل 3310 و 3330 لگوي شبکه را حذف ميکند ( IR-TCI )



#73#*
تايمر گوشي و همچنين تمام امتيازات بدست آمده در بازيها را Reset ميکند.


#746025625#*
نمايش وضعيت سرعت clock سيمکارت گوشي. اگر گوشي شما داراي حالت SIM Clock Stop Allowed باشد به اين معنا خواهد بود که گوشي شما ميتواند درحالت کمترين ميزان مصرف باطري درحالت Standby قرار بگيرد.


#2640#*
کد رمز فعلي گوشي را نشان ميدهد. کد رمز گوشي در حالت عادي 12345ميباشد.



#43#*
کنترل حالت call waiting ( انتظار) گوشي.

#61#*
کنترل شماره اي که به عنوان divert در صورتيکه به تلفن پاسخ داده نشود ، تعيين گرديده است.


#62#*
کنترل شماره اي که به عنوان divert درصورتيکه شبکه دچار اشکال باشد( آنتن نباشد) تعيين گرديده است.

#67#*
کنترل شماره اي که به عنوان divert درصورتيکه گوشي اشغال باشد ، تعيين گرديده است.

# شماره*21**
divert به شماره مورد نظر در هر حالتي.

# شماره*61**
divert به شماره موردنظر در حالت عدم پاسخ گوئي ( no Reply )به تلفن زده شده.


# شماره*67**
divert به شماره مورد نظر در حالت اشغال بودن گوشي
 

کدهاي مخفي موبايل
براي دستيابي به شماره نسخه نرم افزار ، تاريخ ويرايش آن و نوع سازگاري GSM مي توانيد از كد #0000#* استفاده كنيد. پس از وارد كردن اين كد ، اطلاعاتي به صورت زير براي شما نمايش گذاشته مي شود :
V04.51
26-03-98
NSE-1

خط اول بيانگر شماره نسخه نرم افزار ، خط دوم نشانگر تاريخ ويرايش نرم افزار و خط آخر نمايانگر نوع سازگاري GSM مي باشد (به دليل اينكه " سازگاري GSM " داراي مبحث گسترده اي است و تا حدودي تخصصي مي باشد ، لزا از توضيح آن در اين مقاله صرفنظر مي گردد).

3) پردازش سيگنال:
تلفن هاي همراه NOKIA داراي قابليت منحصر به فردي براي تغيير در نحوه پردازش سيگنال مي باشند. به اين ترتيب كاربر مي تواند به دلخواه كيفيت مكالمه را افزايش دهد و يا اينكه به عمر شارژ باطري خود بيافزايد. براي اين منظور تلفن هاي همراه NOKIA داراي دو ويژكي EFR و HFR مي باشند.

Enhanced Full Rate) EFR) : با فعال نمودن اين ويژگي ، كيفيت مكالمه شما افزايش مي يابد. علت اين امر استفاده از تكنولوژي فشرده سازي جديد ASELP (Algebraic Code Excitation Linear Prediction) مي باشد. اين تكنولوژي سبب افزايش كيفيت صدا با همان نرخ تبادل بيت در تكنولوژي قديمي LPC-RPE (Linear Prediction Coding with Regular Pulse Excitation) مي شود. با توجه به اينكه در هر دو تكنولوژي از نرخ تبادل ?? كيلو بيت استفاده مي شود ، لزا اكثر شبكه هاي GSM با اين تكنولوژي جديد سازگار مي باشند. قابل توجه است كه پس از فعال نمودن اين قابليت ، به دليل افزايش پردازش بر روي سيگنال ، نياز به انرژي بيشتري مي باشد ، لزا در حدود ? درصد از عمر شارژ باطري شما كاسته مي شود كه البته در مقابل افزايش كيفيت مكالمه نرخ قابل توجهي به شمار نمي آيد و مي توان از آن صرفنظر كرد. براي استفاده از ويژگي EFR كافي است كه كد #3370#* را بر روي دستگاه خود وارد كنيد. در اين هنگام دستگاه تلفن شما به طور اتوماتيك خاموش شده و سپس دوباره روشن مي گردد. از اين لحظه به بعد موبايل شما از ويژگي EFR بهره مند مي باشد. براي غير فعال كردن اين ويژگي مي توانيد از كد #3370# استفاده كنيد. قابل ذكر است كه اگر تلفن همراه خود را خاموش كنيد ، اين ويژگي غير فعال مي شود و نياز به فعال سازي دوباره آن خواهيد داشت. استفاده از EFR به كاربران توصيه مي گردد.

(Half Rate Mode) HFR : با فعال نمودن اين ويژگي ، از كيفيت مكالمه شما كاسته شده و در عوض به ميزان ?? درصد به عمر شارژ باطري شما افزوده مي گردد. استفاده از اين ويژگي تنها زماني توصيه مي گردد كه شارژ باطري تلفن شما بسيار محدود مي باشد و لذا نيازمند آن مي باشيد كه در مصرف باطري صرفه جويي كنيد. براي فعال نمودن اين ويژگي تنها كافي است كه كد*#4720#روي تلفن همراه خود وارد نماييد. در اين هنگام دستگاه تلفن شما به طور اتوماتيك خاموش شده و سپس دوباره روشن مي گردد. از اين لحظه به بعد موبايل شما از ويژگي HFR بهره مند مي باشد. براي غير فعال كردن اين ويژگي مي توانيد از كد #4720# استفاده كنيد. قابل ذكر است كه اگر تلفن همراه خود را خاموش كنيد ، اين ويژگي غير فعال مي شود و نياز به فعال سازي دوباره آن خواهيد داشت.

در پايان اين بخش متذكر مي شوم كه كدهاي پردازش سيگنال ممكن است در بعضي از گوشي هاي جديد NOKIA قابل استفاده نباشند. البته قابل توجه است كه در اين سري از گوشي ها ، ويژگي هاي EFR و HFR به صورت اتوماتيك كنترل مي شوند و نيازي به دخالت كاربر براي تنظيم آنها وجود ندارد و لذا پس از وارد كردن كد هاي فوق هيچ عكس العملي را از گوشي نخواهيم ديد.



4) نمايش وضعيت SIM Clock :

هر تلفن همراه براي اعلام وضعيت خود در شبكه ، به طور مكرر اقدام به ارسال پالس هاي منظمي مي كند. با توجه به اينكه ارسال هر پالس نيازمند مصرف انرژي مي باشد ، لزا مي تواند از عمر شارژ باطري بكاهد. براي اين منظور ويژگي خاصي براي شبكه هاي GSM در نظر گرفته شده است تا تلفن هاي همراه را از ارسال اينگونه پالس ها باز دارند. تلفن هاي همراه NOKIA داراي اين قابليت مي باشند تا كاربر را از وضعيت شبكه GSM و پشتيباني آن از اين ويژگي ، مطلع سازند. فعال بودن اين ويژگي مي تواند تاثير به سزايي در مصرف انرژي باطري داشته باشد. براي اطلاع از وضعيت فوق مي توانيد كد #746025625#* را بر روي تلفن همراه خود وارد نماييد. توجه نماييد كه استفاده از اين كد هيچ قابليت خاصي را فعال نمي نمايد و تنها براي آگاهي از وضعيت SIM Clock مي باشد. قابل ذكر است كه شبكه تلفن همراه ايران از اين سيستم پشتيباني مي نمايد.


5) منوي مخفي گارانتي :

در تلفن هاي همراه NOKIA يك منوي مخفي وجود دارد كه حاوي اطلاعات مفيدي براي تعميركاران گوشي هاي موبايل مي باشد. براي دست يابي به اين منوي مخفي ، كافي است كد #92702689#* را بر روي تلفن همراه خود وارد نماييد. در اين هنگام شما وارد يك منوي مخفي مي شويد كه شامل گزينه هاي زير مي باشد :

1) نمايش شماره سريال گوشي

2) تاريخ ساخت گوشي

3) تاريخ آخرين تعمير انجام شده بر روي گوشي (البته اگر در گذشته تعميري بر روي آن انجام گرفته باشد)

4) نشان دهنده زمان مكالمات انجام شده با گوشي مورد نظر (اين تايمر را با هيچ روشي نمي توان پاك نمود)

5) ايجاد توانايي برقراري تبادل اطلاعات كاربر (در صورت وجود لوازم مورد نياز)

براي خارج شدن از اين منو ، يك بار تلفن خود را خاموش كنيد و سپس دوباره آن را روشن نماييد.


6) تلفن همراه NOKIA به عنوان ابزار استراق سمع :

ابتدا تلفن خود را بر روي حالت Silent (بي صدا) تنظيم نماييد ، سپس نگاهي به اتصالات فلزي زير دستگاه موبايل (در كنار محل اتصال كابل شارژر) خود بياندازيد. حال پين هاي سوم و چهارم از سمت چپ را به وسيله يك تيغه فلزي به يكديگر متصل نماييد. در اين هنگام نرم افزار موبايل هنگ مي كند و منوي Headset به طور اتوماتيك فعال مي گردد و عبارت Headset بر روي صفحه نمايانگر مي شود. از منوي Headset ، ويژگي Automatic Answer را فعال نماييد. حال گوشي خود را در محل مورد نظر براي استراق سمع قرار داده و از جاي ديگر به آن تلفن كنيد. پس از مدت كوتاهي تلفن شما به طور اتوماتيك ارتباط را برقرار كرده و شما قادر خواهيد بود تا صداي محيط را بشنويد. توجه نماييد كه براي از كار انداختن اين ويژگي تنها بايد دستگاه تلفن خود را به حالت " تنظيمات پيش فرض كارخانه " برگردانيد.

7) منوي جديد در تماس هاي اضطراري :
با استفاده از اين كد شما قادر خواهيد بود تا با تلفن هاي اضطراري مانند ??? ، ??? و ... به طور رايگان تماس حاصل نماييد. براي اين منظور كد *3001#12345# را بر روي تلفن همراه خود وارد نماييد. در اين هنگام منويي در مقابل شما ظاهر خواهد گشت و شما را قادر به برقراري تماس رايگان با شماره هاي اضطراري خواهد نمود. قابل ذكر است كه كاركرد اين ويژگي بستگي به شبكه GSM دارد و ممكن است در بسياري از شبكه ها قابل استفاده نباشد و شما همچنان مجبور به پرداخت هزينه براي برقراري تماس باشيد.

درآمدي بر كدهاي امنيتي تلفن هاي همراه :
به منظور حفظ سيم كارت و گوشي تلفن همراه از دسترسي غير مجاز ، كدهاي خاصي در نظر گرفته شده است. در زير به بررسي عملكرد اين كدها مي پردازيم.

1) Security Code : اين كد بر روي دستگاه تلفن تنظيم مي شود و در گوشي هاي NOKIA به طور پيش فرض برابر 12345 مي باشد. به وسيله اين كد مي توان دسترسي غير مجاز به بعضي از امكانات تلفن را محدود نمود. در گوشي هاي موبايل NOKIA ، اگر اين كد ?? بار اشتباه وارد گردد ، تلفن به مدت ? دقيقه از پذيرش كد جديد خودداري مي كند.

2) PIN Code : اين كد بر روي سيم كارت تنظيم مي شود و براي دست يابي به آن بايد به امور مشتركين شركت مخابرات مراجعه نمود. در ايران اين كد بر روي سند سيم كارت ثبت است و به طور پيش فرض برابر 1234 مي باشد. به وسيله اين كد مي توان دسترسي غير مجاز به سيم كارت و بسياري از قابليت هاي شبكه را محدود نمود. اگر اين كد را سه بار اشتباه وارد كنيد ، دستگاه بر روي PIN قفل مي گردد و براي آزاد سازي آن نياز به استفاده از كد PUK خواهيد داشت.

3) PIN2 Code : اين كد نيز مانند PIN بر روي سيم كارت تنظيم مي شود و براي دست يابي به آن مي توان به امور مشتركين شركت مخابرات مراجعه نمود. در ايران اين كد به صورت پيش فرض برابر 5678 تنظيم شده و از ثبت آن بر روي سند سيم كارت خودداري شده است. علت عدم ثبت ، ارائه نشدن خدمات مربوط به اين كد تا حال حاضر مي باشد. شايد در آينده اي نزديك با ارائه خدمات جديد از سوي شركت مخابرات ، اين كد نيز به صورت فراگير اعلام گردد. به وسيله اين كد مي توان دسترسي غير مجاز به بسياري از امكانات شبكه را محدود كرد. اگر اين كد را سه بار اشتباه وارد كنيد ، دستگاه بر روي PIN2 قفل مي گردد و براي آزاد سازي آن نياز به استفاده از كد PUK2 خواهيد داشت.

4) PUK Code : همانطور كه بيان شد ، اگر دستگاه شما بر روي PIN قفل گردد ، براي آزاد سازي آن نياز به اين كد داريد. براي دريافت اين كد مي توانيد به امور مشتركين شركت مخابرات مراجعه نماييد. در ايران اين كد بر روي سند سيم كارت ثبت مي باشد.

5) PUK2 Code : همانطور كه بيان شد ، اگر دستگاه شما بر روي PIN2 قفل گردد ، براي آزاد سازي آن نياز به اين كد داريد. براي دريافت اين كد مي توانيد به امور مشتركين شركت مخابرات مراجعه نماييد. در ايران اين كد بر روي سند سيم كارت ثبت مي باشد.

6) Barring Password : اين كد بر روي سيم كارت تنظيم مي گردد و در هنگام استفاده از سرويس مسدود سازي شماره تلفن ها استفاده مي گردد. براي دريافت اين كد به امور مشتركين شركت مخابرات مراجعه نماييد.


قابل ذكر است كه تمامي كدها به غير از PUK و PUK2 قابل تغيير مي باشند و بدين منظور مي توانيد از منوهاي مربوطه تلفن همراه خود استفاده نماييد.


8) نحوه آزاد سازي سيم كارت هاي قفل شده بر روي PIN و PIN2 :

همانطور كه بيان شد ، اگر ? بار كدهاي PIN و PIN2 را اشتباه وارد كنيد ، سيم كارت شما بر روي كد اشتباه قفل مي گردد و ديگر نمي توانيد از آن استفاده كنيد. براي آزاد سازي سيم كارت از قفل بايد به كدهاي PUK و PUK2 آگاه باشيد.

1) نحوه آزاد سازي سيم كارت از قفل PIN : براي اين منظور كد زير را بر روي دستگاه وارد كرده و تكمه برقراري تماس (Call) را فشار دهيد. توجه نماييد كه به جاي كلمه PUK در كد زير ، تنها PUK Code ثبت شده بر روي سند سيم كارت را وارد نماييد. به جاي عبارت New PIN ، كد PIN جديد را وارد نماييد و به جاي عبارت New PIN Again ، كد PIN جديد را تكرار كنيد.

**05*PUK*New PIN*New PIN Again*#


2) نحوه آزاد سازي سيم كارت از قفل PIN2 : براي اين منظور كد زير را بر روي دستگاه وارد كرده و تكمه برقراري تماس (Call) را فشار دهيد. توجه نماييد كه به جاي كلمه PUK2 در كد زير ، تنها PUK2 Code ثبت شده بر روي سيم كارت را وارد نماييد. به جاي عبارت New PIN2 ، كد PIN2 جديد را وارد نماييد و به جاي عبارت New PIN2 Again ، كد PIN2 جديد را تكرار كنيد.

 


 

 
 
 

داستان جالب از دختر16ساله پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390
 

در محوطه اداره آگاهی نیروی انتظامی، دختر و پسر جوانی توسط مأموری به یکی از شعبه های آگاهی هدایت می شدند. آثار ترس در چهره پسر مشخص بود، و التهاب و شرم در رفتار دخترک دیده می شد. در حرکات آنان دقیق شدم. دخترک سعی می کرد از جوانک فاصله بگیرد، در حالت او تنفر پیدا بود. ولی پسر جوان می کوشید خود را بی تفاوت نشان دهد.

چند لحظه در کنار آنها حرکت کردم. فهمیدم که بحث بر سر اختلافی بود که بین دختر و پسر رخ داده است. وقتی از قضیه پرسیدم؛ دخترک شانزده ساله، داستان زندگی خودش را چنین تعریف نمود:

یبشتر ساعات زندگی پدر و مادرم، در بیرون از خانه صرف می شد؛ وقتی هم که به خانه می آمدند، ما جایی در کنار آنها نداشتیم و دیگر حوصله ای برای آنها باقی نمی ماند تا با ما هم صحبت باشند آخر نمی دانید چقدر بچه ها به هم صحبتی پدر و مادرشان احتیاج دارند. من و خواهر و برادرم احتیاج داشتیم وقتی از مدرسه بر می گشتیم، ساعاتی را در کنار پدر و مادر می بودیم و با هم سری به بیرون می زدیم و در پارک و این طرف و آن طرف، قدم می زدیم. ولی وقت بیکاری پدر و مادر، روزهای جمعه بود. که جمعه ها نیز روز استراحت آنان بود، و فرصتی برای رفع خستگی هفتگی

هنگامی که پدر و مادر از سر کار بر می گشتند، من و خواهر و برادرم در کناری می نشستیم؛ منتظر می ماندیم تا آنها بپرسند که چه کرده ایم و چه می خواهیم بکنیم. درس تا کجا خواندیم و معلم در کلاس چه چیزی به ما یاد داد. ولی وقتی از نیازهای خود حرف می زدیم، فقط با کلمه «حوصله نداریم» روبرو می شدیم!

آنها همه چیز برای ما مهیا کرده بودند، جز آنچه که بعدها فهمیدم نیاز واقعی من بود. هیچگاه جرات نکردم به آنها بگویم: پدر و مادر عزیزم، تنها کار کردن در زندگی کافی نیست، قدری هم به فکر ما باشید…؛ انتظار ما دست نوازش و محبت آنان بود.

کم کم در اثر کم فکری و غفلت، و ندانم کاری خودم؛ دچار مشکلی شدم که شاید هر دختر کم تجربه و نیازمندی چون من گرفتار آن می شود. گرفتار زبان بازی دوستانی که به راحتی با سرنوشت انسان بازی می کنند. وقتی وارد دبیرستان شدم، به رغم این که پدر و مادر، کمتر کمکی به درسهایم نمی کردند؛ به تنهایی از عهده درسها برآمدم. تقریبا توانستم کمبودهای ناشی از محبت را به دست قلم بسپارم و با نوشتن مطالب ادبی، قدرت قریحه و احساسات درونی خود را به تصویر بکشم.

در اولین جلسه ادبیات، حدود نیم ساعت وقتی اضافی آوردم و دبیر از ما خواست اگر مطلب زیبا و یا شعری همراه داریم، برای شاگردان بخوانیم.

این بهترین فرصت برای من بود تا با خواندن نوشته هایم، جایی در کلاس برای خود باز کنم. قطعه ای راجع به «محبت» و پس از آن مطلبی در مورد «بی مهری» خواندم؛ که به شدت توجه بچه ها را جلب کرد.

زنگ تفریح، انبوهی از بچه ها دورم را گرفتند و خواسند دفترم را در اختیار آنها بگذارم این دفتر که در حقیقت، دنیایی از شوق و امیدم بود، بلای جانم شد.

با خواندن قطعه های ادبی، شمع هر محفل بودم، چرا که در جملات آن، نیازها و خواسته ها و محرومیتهای بچه ها بود.

دفتر انشاء چند روزی دست به دست گشت، تا توسط دختری به نام «سیما» به دستم رسید. با تعریفهایی که از نوشته هایم کرد، چنین پنداشتم که او هم به ادبیات علاقه دارد و این موضوع، ما را بیشتر به هم نزدیک کرد. کم کم این ارتباط به جایی رسید که دفاتر دیگر خود را نیز به او دادم تا نظرش را بگوید.

روزی که «سیما». دفترهایم را آورد، با حالت به ظاهر شرمنده ای گفت: «شیوا، من بدون اجازه تو دفترت را به برادرم دادم تا بخواند. او هم بدون اجازه، چند تا از اشکالاتت را نوشته است… خیلی ببخشید… کار زشتی کرده…!»

گفتم: اشکالی ندارد.

اما در جمع دفترهایم به یک دفتر دیگر برخوردم. پرسیدم: این دیگر چیست؟

گفت: راستی، برادرم بعضی مواقع مطالبی می نویسد، فکر کردم برای تو جالب باشد. لذا آوردم تا آنها را بخوانی!

من به خاطر انتقامجویی از برادرش، دفتر او را گرفتم تا با ایرادگیری از مطالبش به وی بفهمانم که بیشتر از من نمی داند.

اما شکل گیری مطالب و انتخاب جمله ها طوری بود که از نیازها و کمبودهای من خبر می داد بعدها فهمیدم که برادرش دقیقاً یک کار هماهنگ خانوادگی من، توطئه ای برای ضایع کردن من پیاده کرده است.

چیزی که خیلی از دختران هم سن و سال من نمی دانند، این است که نباید در برابر تعریفها و گفته های ظاهر فریب افراد، گول خورد. نبایست که دل به عشقهای خیابانی داد…

«افشین» در دفتری که برای من فرستاده بود، دقیقاً انگشت روی مسایلی گذاشته بود که من در طول زندگی از پدر و مادرم انتظار داشتم. در نوشته هایش از عشق و دوستی، ایمان به یک زندگی سالم سخن به میان آورده بود. اما نمی دانستم که همه این نوشته ها از دل برنخاسته، بلکه ساخته و پرداخته ذهن «افشین» بود برای فریب دادن و به دام انداختن من.

حدود دو ماه از دوستی من با «سیما» گذشت. روزی از جانب او به خانه اش دعوت شدم و برای اولین بار با «افشین» آشنا شدم-ظاهری مرتب داشت و خود را مودب و خوب نشان می داد. چیزی که خیلی از افراد در برخورد اول نشان می دهند تا زشتیهای درونشان، چهره ننماید. سخنان ظریف و شیرین می گفت، که مثل نوشته هایش به دل می نشست و آدم از شنیدنش سیر نمی شد.

هوا در حال تاریک شدن بود، از «سیما» و «افشین» خداحافظی کردم. افشین از من خواست مسافتی از راه را با من بیاید، پذیرفتم. وقتی به سر کوچه مان رسیدیم، نگاه معنی داری به من کرد و گفت: به امید دیدار….!

بدین ترتیب، دوستی من با «افشین» آغاز شد و از فردا، نامه های او که از جانب «سیما» به دستم می رسید، جلوه دیگری به زندگیم داد، بعدها فهمیدم که همه اش دروغ بود و سراب! دیگر به جای پرداختن به درس و مشق، به فکر «افشین» بودم و آینده زیبایی که برایم تصویر می کرد. دیگر به فکر پدر و مادر نبودم، حتی اگر آزاری هم از آنها می دیدم، زیاد به دل نمی گرفتم. چون دست محبت «افشین» را بر سرم می دیدم و فقط به او می اندیشیدم.

من با تمام وجود او را دوست داشتم و تمام لحظاتم را متعلق به او می دانستم. «افشین» هم، در نوشته هایش از آینده سخن می گفت و از عشق و آشیان کوچک زندگیمان که با هم خواهیم ساخت!

هفته پیش برای گرفتن جزوه های شیمی به در خانه «سیما» رفتم. از پشت در، صدای «افشین» را شنیدم که تعارف کرد داخل خانه بروم. مثل همیشه داخل خانه شدم، ولی «سیما» به استقبالم نیامد. کمی ترسیده بودم، داخل حیاط، نزدیک در ورودی ایستادم صدای «افشین» مرا به خود آورد. با لحن ملایمی گفت: شیوا خانم! هوا سرد است، چرا داخل اتاق نمی آیی؟!

گفتم: نه، فقط آمدم جزوه های شیمی را از «سیما» بگیرم، مگر خانه نیست؟ گفت: نه، با مادرم پیش دکتر رفته است.

گفتم: پس من می روم، اگر آمد، به او بگویید جزوه ها را برایم بیاورد.

«افشین» با لحن ملتمسانه ای گفت: فقط برای چند لحظه بیا داخل. ابتدا نپذیرفتم، اما کم کم درخواست او را قبول کردم. «افشین» برای نشان دادن آلبوم عکسش مرا داخل اتاق خود برد و با زبان چرب و کلمات شیرین، مرا به خواب غفلت فرو برد، و آنچه نباید بشود، شد…!

گویا یکی از همسایگان رفتن من به داخل خانه را به پدر و مادرم اطلاع داده بود. با آمدن آنها دیگر آبرویی برای من و خانواده ام باقی نماند. تمام همسایگان به تماشا ایستاده بودند. اما در این میان فقط یک چیز برایم مهم بود؛ و آن، حرفهای «افشین» بود که بارها می گفت: اگر تمام دنیا بر سرش خراب شود، مرا از دست نخواهد داد!

چند ساعت از این واقعه گذشت.

سرزنش و سرکوفتهای پدر و مادرم داغهای دل مرا تازه کرد. اما سکوت کردم.

با شکایت پدرم، از سوی کلانتری، به پزشکی قانونی رفتیم. در طول این مدت، در اندیشه بودم که بگذار دیگران هر چه می خواهند بگویند؛ با علاقه ای که بین من و افشین هست، همه چیز حل می شود. اما برخلاف ذهنیات من، وقتی از او پرسیدند: آیا حاضری «شیوا» را به عقد خود در بیاوری؟ او با همان چهره قاطع همیشگی گفت:

نه…!

آسمان بر سرم خراب شد. بی اختیار به گریه افتادم، اما نه به خاطر آینده سیاه خودم، بلکه به خاطر فریبی که خروده بودم. آهسته به طرف «افشین» رفتم، با صدای بلند گفتم: «افشین»! آن همه قصه های پر از محبتی که می گفتی، چه شد؟ آشیان کوچکی که می گفتی، به این زودی فراموش کردی؟ مگر نمی گفتی دوستم داری و خدا مرا برای تو آفریده است؟ چطور می توانی در این توفان سهمگین، مرا تنها بگذاری؟!

«افشین» گفت: بله دوستت داشتم، اما وقتی دیدم بی اراده هستی، احساس کردم که نه تنها به درد من، بلکه به درد زندگی کردن هم نمی خوری…!

حرفهای آخر دختر، توأم با اشک بود. اما اشکی که حاصلی برای او نداشت.

گفتم: دخترجان! تو در کمال نادانی، برای رهایی از مشکلی که تحمل آن زیاد هم سخت نبود، خود را به گردابی انداختی که خانه سعادت خود و پدر و صریحاً می گفتی و از آنها خواهش می کردی به حرفهای تو گوش بدهند، این چنین نمی شد؟

دختر فریب خورده نگاه معنی داری به من کرد و در حالی که قطره های اشک خود را پاک می نمود، گفت: اگر آنها فقط به کار فکر نمی کردند؛ اگر می فهمیدند که بچه را برای چه به دنیا می آورند؛ اگر فراغتی می یافتند که به نیازهای درونی فرزندشان نیز توجه کنند، این چنین نمی شد. هر چند خودم نیز مقصرم.

حالا آمده ایم تا قانون، حکم کند.

«افشین» به خاطر لکه دار کردن عفت من، به زندان می رود تا پس از آزاد شدن، با امید و تجربه ای بیشتر به زندگی روی بیاورد. اما من می بایست تا آخر عمرم، اسیر گناهکاری، و دامان آلوده خود باشم. ای کاش حدیث پردرد زندگیم به گوش دخترانی که سرنوشتی چون من دارند. برسد؛ تا گول ظاهر انسانها را نخورند و واقعیات زندگی را ببینند!

محبت دروغین

و اگر روزی برسد که چشمه عواطف و علایق زنان نسبت به مردان خشک و منجمد شود. بزرگترین خطرها متوجه کیان خانواده خواهد شد.

تهی پای رفتن به از کفش تنگ                                                                                                                              بلای سفر به که در خانه جنگ

سعدی

این گونه زنان، اغلب تحت تاثیر ابراز محبت های دروغین افراد بیگانه قرار گرفته- و یا برای خلاصی خویش از محط خانه ای که وجود آنها انتقام جوئی عاطفی خود را ارضاء نمی کنند، بلکه در راه وصول به هدف، آینده و سرنوشت خویش را نیز از دست می دهند.

 


 

 
 
 

دل نوشته ی عشق پنجشنبه دهم شهریور 1390
 


 
تو را تا بی نهایت دوست دارم / تو را تا قلب دریا دوست دارم / اگر روزی نباشم در این دنیای خاکی / تو را در قلب خاک هم دوست دارم .
 
ای دوست به خدا دوری تو دشوار است / بی تو از گردش ایام دلم بیزار است / بی تو ای مونس جان ، دل ز غمت می سوزد / دل افسرده ی من طالب یک دیدار است .
 
من و تو میدانیم کز پی هر تقدیر ، حکمتی می آید ، من و فرسایش دل ، تو و تصمیم و مکان ، ما و تقدیر و زمان ، چه شود آخر دلتنگیها ! خدا می داند .
 
باز یادت میکنم تا نگویی بی وفاست / از شما دورم ولی این دل همیشه با شماست .
 
فردا بیا دادگاه تکلیفمون معلوم بشه ، تیر مرامت خورده به قلبم ، رضایت بی رضایت .
 
دلها از سنگه ، دنیا بی رنگه ، اینجوری به گوشیت نگاه نکن ، دلم برات تنگه !
 
شاید فاصله ها بتوانند نگاه ها را از هم دور کنند ولی قدرت این را ندارند که یادها را از هم دور کنند .

هرگز فراموش نخواهم کرد که برای داشتن تو ، دلی را به دریا زدم که از آب واهمه داشت

 

 
 
 

اس ام اس جک خنده دار چهارشنبه نهم شهریور 1390
 

شخصی در خواب می دید در جایی از شهر از طرف حاکم به مردم پول می دهند واو خود را با عجله به آنجا رساند ودستانش را باز کرد و گفت:عمر حاکم دراز باد،به من هم بده.

حاکم از همه به این کمتر داد.وقتی شخص دید کم است،دادوفریاد زد که این کم است،این خیلی کم است.در حالی که کماست و کم است می گفت،از خواب پرید.خبری از پول نیست.چشمانش رابست وگفت:باشد همان کم را بدهید،من به کم هم قانعم.

چندتا بچه داری؟

چندتا بچه داری؟

به شخص بی غیرتی گفتند:چندتا بچه داری؟

در حالی که چهار تا انگشت نشان می داد گفت:سه تا!!!

گفتند:انگشتاد می گند چهارتا بچه داری اماتومی گی سه تا!!!

گفت:یکیش مال من نیست

تشویق خسیس

تشویق خسیس

پدر خسیسی که می خواست پسرش را تشویق کند به او گفت:پسر گلم!اگه

تو امتحانات،نمره ی بیست بیاری تورا می برم بستنی فروشی تا بتونی به

بچه هایی که بستنی می خورند تماش کنی!

موری چپه اش کن

روزی فیلی روی سوراخ مورچه ایستاده بود.مورچه ها عصبانی شدندو روی فیل ریختند تا اورا فراری بدهند.فیل تکانی خورد وهمه ی آنهاروی زمین افتادند،به غیراز یک مورچه.

مورچه هاوقتی دیدند یک مورچه هنوز روی فیل مانده،یک صدا فریاد زدند:موری خفه اش کن،گردنش بگیر و چپه اش کن.

سایه شاه

سایه شاه

درویشی زیرسایه ی الاغش استراحت می کرد.شاه از آنجا می گذشت.درویش رادرحال استراحت دید،به درویش گفت:ای مرد!اینجا چه کارمی کنی؟

درویش گفت:عمر شاه دراز باد،زیر سایه ی شما استراحت می کنیم.

مدل جدید

مدل جدید

شخصی به اداره ثبت احوال مراجعه کرد تا برای فرزندش شناسنامه بگیرد.

مامور گفت:چه اسمی برای فرزندت انتخاب کرده ای؟

شخص گفت:دوو. 

مامور ثبت باتعجب گفت:آخر اینکه اسم آدمیزاد است؟

شخص گفت:آقای مامور،می دونی،درخانه ما،بیوک،خاور،داریم ومی خواهیم یک مدل جدید هم داشته باشیم.

اسکندر

اسکندر

اسکندر را گفتند:چرا معلم خودرا بیشتر از پدر خود تعظیم واحترام می کنی؟

جواب داد:به سبب آنکه پدر ما را از عالم ملکوت به زمین آوردو معلم مرا از

زمین به عالم ملکوت می برد.

 کلفت تنبل حاضر جواب

کلفت تنبل حاضر جواب

آقا خطاب به کلفت:ای ماهی ها را بشوی.کلفن:خانم!ماشاءالله شما اگر کار

 

هم نباشه برای من درست می کنید،مگرنه اینکه ماهی ها تمام عمر خود را

 

درآب بوده اندو احتیاج به شستن ندارند.

دامادبا زیرشلواری

دامادبا زیرشلواری

شبی یک جوان بازیر شلواری خواستگاری دختری رفت.گفتند:چرا بازیر

شلواری آمدی؟جوان خواستگار که از خوش حالی از پوست خود نمی گنجید

درجواب گفت:شاید وصلت شد و همین جا ماندم!


شدت علاقه

شدت علاقه

زنی درحال مردن بود از شوهر خود پرسید:آیا وقتی بمیرم توزن دیگری می

گیری؟گفت:نه.من هم بعداز مرگ تو میمیرم.پرسید:ازشدت علاقه به من می

میری یا خودت را می کشی؟گفت،هیچ کدام از شوق سکته خواهم کرد.

بیژن

بیژن

شخصی به یک معتاد رسید وبه او گفت:بیژن سلام!

معتاد گفت:من بی ژن نیستم.من ژن دارم.

حروف انگلیسی

حروف انگلیسی

دبیر انگلیسی:احمد حروف الفبای انگلیسی را به خوبی می دانی؟

احمد:بله آقا!

معلم:آفرین!بگو ببینم.

احمد:ای،بی،سی،چهل،پنجاه،...

مدرک شما چیست؟

مدرک شما چیست؟

گاوی به خواستگاری گربه ای رفتوضمن صحبت خطاب به گربه گفت:مااادرک ا ت چیه؟

گربه درحالی که خجالت می کشیدگفت:پی ش دانشگاهی!.


شکرگذاری

شکرگذاری

شخصی که الاغش راگم کرده بود تمام شهررا گشت اما اثری از الاغش نیافت.اوبااینکه الاغش گم شده بودشکرخدامی کرد.

از او پرسیدند:الاغت گم شده چراشکرمی کنی؟

گفت:شکرمی کنم که من هم سوار الاغ نبودم وگرنه من هم گم شده بودم.

خواب رویایی

خواب رویایی

زن شوهری خوابیده بودند که زن شروع کرد لگد انداختن ونالیدن.

شوهر بیدارشد وزن را بیدار کردوگفت:چرالگد می زنی ومی نالی؟

زن گفت خواب بدی می دیدم.

مرد گفت چه خوابی؟

زن گفت:خواب می دیدم که مردم ومردم می خواهندمرادفن کنند.

شوهرگفت:ای کاش بیدارت نمی کردم!!

عاقل کیست؟

عاقل کیست؟

دیوانه ای راگفتند:زن گرفته ای؟

گفت:آری.

گفتند:طلاقش هم داده ای؟

اگرطلاق دهنده بودم که دیوانه نبودم!

قدرت خدا

                                      قدرت خدا

شخصی به نامحرم نگاه می کردوهیچ حیانمی کرد.

بزرگی به او گفت:جوان!به ناموس مردم نگاه نکن،نگاه به نامحرم حرام است و تیری از تیرهای شیطان است.

شخص گفت:چه می گویی آقا؟من به عضمت خدانگاه می کنم عجب چیزی خلق کرده

دا نکند که تو بمیری

                                 خدا نکند که تو بمیری

شخصی زن بداخلاقی داشت که بالاخره مریض شد.وبه شوهرش گفت:من اگرخدایی نکرده بمیرم می ترسم توتنها بمانی،آنوقت توچه می کنی؟

شخص گفت:خدا نکند که توبمیری آنوقت من هم از خوش حالی می میرم.

جوک سری 19

                                     سکته از شوق

شخصی زنی بداخلاق وپیرداشت.روزی نزد دوستانش گله کرد که گرفتار چنین زنی شده ام ونمی دانم چه کنم؟

گفتند:مایل هستی که خداونداورابکشد؟

گفت:نه.

گفتند:چرا!؟

گفت:می ترسم اگه کسی بیاد وخبر دهد که زنت مرده از شوق وخوش حالی سکته کنم.

............................

                                     کانال سوئزکجاست؟

معلمی ازشاگرد پرسید؟ پسرم کانال سوئزکجاست؟

شاگرد:آقااجازه،راستشوبگم؟

معلم: بگوجانم.

شاگرد:آقا میدونین،مااز20کانالفقط کانال7و9را بلدیم واز کانال سوئز تاحالااستفاده نکردیم که بدونیم کجاست؟

............................

                               گداوکچل

گدایی از کچلی بیست تومان تقاضاکرد.کچل گفت:ندارم.

گداگفت:بیست تومان بده.

کچل گفت:ندارم.

گدا گفت:پنج تومان بده.

کچل گفت:ندارم.

گداگفت دو تومان بده.

کچل گفت:ندارم.،گدا گفت:مگرموی سر می خواهم که هی میگی ندارم.

...........................

جوک سری18

                                جای مرده:

جنازه ای راازکوچه ای عبورمی دادند.

ملانصرادین باپسرش ایستاده بود،پسرپرسید:بابادراین صندوق چیست؟

ملاگفت :آدم!

پرسید:کجامی برند؟

ملاجواب دا:به جایی که نه خوردنی باشدنه پوشیدنی،نه نان و نه آّ،نه هیزم،نه آتش،نه زر،نه سیم،نه بوریا،نه گلیم.

پسرگفت:بابا درست بگو،به خانه ی مامی برند؟

.................................

                                    تمام شد:

معلم:مجیدبیاپای تخته وبه سوالات پاسخ بده.

مجید:چشم آقا!

معلم:مجیدفعل خوردن راصرف کن>

مجید:آقااجازه!خوردم،خوردی!تمام شد.

.................................

                                       چه کسی کشت؟

معلم باعصبانیت ازشاگردپرسید:یزدگردسوم راچه کسی کشت؟

شاگرد که خیلی ترسیده بودگفت:آقابه خدامن اونونکشتم.

.................................

                               مفعول درکجای جمله است؟

معلم به شاگردگفت:پسرجان!دراین جمله که می گویم بگومفعول کجاست؟گربه موش را خورد.

شاگردفکری کردوگفت؟آقااجازه!توشکم گربه

................................

                                ادعای پیامبری

درزمان هارون الرشید شخصی ادعای پیغمبری کرد.

اورادستگیروبه نزدهارون بردند.

هارون به اوگفت:اگردرادعای خودراست می گویی قفل بزرگی راکه به آن درزده اند باز کن تامن به تو ایمان آورم.

شخص فکری کردوگفت؟ای هارون من پیغمبرم نه آهنگر.هارون خندید و اورا آزاد کرد.

................................

                             ملاقات

زنی که برای ملاقات همسرش به زندان رفته بود به شوهرش گفت:هنوزهم درفکرمن هستی؟

مردگفت:البته که هستم والا تا حالا بیش از صد دفعه از زندان فرار کرده بودم.

 

جوک سری 16

جشنواره فیلم های اصفهان:
۱- دو نفر با یه تخم مرغ
۲- تا حالا موز خوردی؟
۳- ده نفر زیر یک چتر
۴- من ترانه ۱۵ تومن دارم
۵- دیشب پیتزا خوردم آیدا

اصفهانیه خونش آتش می گیره اس ام اس میزنه به آتش نشانی میگه یه خونه آتیش گرفته زنگ بزنید تا آدرسشو بگم

بیشتر مردها 2 آرزوی بزرگ دارند، اول داشتن خونه، دوم داشتن ماشین برای فرار از خونه

بچه اصفهانیه میاد میگه بابا امتحانمو بیست شدم. باباش می زنه تو گوشش می گه تو که با 10 هم می تونستی قبول شی حتما باید این همه خودکار حروم می کردی؟

به حیف نان میگن تور را تعریف كن؟
میگه: تور مجموعه سوراخهایی هستند كه با طناف به هم وصل شده‌اند

حیف نان میره دکتر میگه: آقای دکتر من چه کارایی بکنم که ۱۰۰ سال عمر کنم؟ دکتره میگه: ببینم سیگار می کشی؟ میگه نه. مشروب می خوری؟ نه.
پس میخوای ۱۰۰ سال عمر کنی چه غلطی بکنی؟

از حیف نان می پرسن این علامت جمجمه و استخوان که دزدای دریایی دارن یعنی چی؟ حیف نان یه کم فکر می کنه میگه یعنی خوردن کله پاچه در کشتی ممنوع

مرده می زنه یه پلیس و می کشه زنگ می زنه ۱۱۰ می گه حالا شدین ۱۰۹ تا.

حیف نان صد هزارتا صلوات نذر می کنه میره ورزشگاه آزادی میگه جمیعاْ صلوات.

حیف نان بعد از دو سال یه پازل رو تموم می کنه بهش میگن: چرا انقدر طول دادی؟ میگه نه بابا اتفاقا خوب تموم کردم روش نوشته سه تا پنج سال.

حیف نان میره در یخچال رو باز می‌كنه می‌بینه ژله توی یخچال داره می‌لرزه. میگه نترس اومدم آب بخورم!

حیف نان با خدا قهر می کنه اول دفترش می نویسه به نام بعضی ها

حیف نان رستوران میزنه، رو درش می‌نویسه: وقت نهار و نماز تعطیل است

حیف نان باباش می میره هفتش خیلی شلوغ می شه واسه چهلم بلیط می فروشه

جک سری 17

نفر می رن بانک می زنن، وقتی می رسن خونه یکیشون می گه بیا پولها را بشماریم ببینیم چقدره؟ اون یکی می گه ولش کن فردا تلویزیون اعلام می کنه!

حیف نان سرش میخوره به میله وسط اتوبوس، جا به جا ولو میشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز میكنه می بینه ملتی كه واستادن بالا سرش میله رو گرفتن، میگه: ولش كنین ببینم چی می گه

حیف نان با نامزدش میره كافی شاپ، گارسون میاد میگه: چی میل دارید براتون بیارم؟ دختره میگه: دوتا كافه گلاسه لطفاً. حیف نان با عجله میگه: دوتا هم واسه من بیارین

.-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::....::::..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::- جوك برای نابینایان

به حیف نان می گن: می دونی امام رضا رو چه جوری شهید کردن؟ می گه : آره، نامردا تو حرمش بمب گذاشتن

به حیف نان می گن اگه دنیا رو بهت بدن چی كار می كنی می گه من فعلا می خوام درسمو ادامه بدم

حیف نان می خواسته بره مسافرت، می پرسن کجا میری؟ میگه اگه خدا قبول کنه، امام رضا بطلبه، میرم کیش
جوک
حیف نان می ره امتحان رانندگی بده تابلو خطر بهش نشون میدن می گن این چیه می گه به قطره چکان نزدیک می شوید!

حیف نان با پسرش بانک می زنن و فرار می کنن میرن داخل یه استادیوم شروع می کنن دور زمین فوتبال دویدن، بعد از دو دور پلیس می رسه، پسره میگه: بابا پلیس‌ها رسیدن چی کار کنیم؟ حیف نان میگه: نگران نباش اونا هنوز دو دور عقبن.

حیف نان میره خواستگاری دختر رو می بینه ازش خوشش نمیاد میگه: ما می ریم یه دوری می زنیم بر می گردیم

عباس آقا نصفه شب بلند میشه آب می خوره میگه: سلام بر حسین یه نفر از زیر تخت میگه : سلام عباس آقا

یه وزنه سنگین از بالای یه ساختمون می افته روی پای یه اصفهانی، اصفهانی داد میزنه:آخ! کفشم، اوخ

حیف نان با دوستش در تهران میرن در خونه یك تهرانی. حیف نان در می زنه از اونور صدا میاد میگه كیه؟ حیف نان میگه مویوم. دوستش میگه بگو منم. حیف نان میگه اگه در رو باز كنه ببینه مویوم چی؟

تفاوت حادثه با فاجعه:
حادثه: مادر شوهرتو هول بدی تو دریا
فاجعه: شنا بلد باشه

حیف نان میره المپیک توی دو میدانی مسابقه شروع میشه. حیف نان صد متر رو توی هشت ثانیه میره میان باهاش مصاحبه می کنن میگن که چیکار کردی. حیف نان میگه: آقا ورزشگاتون چقدر سوسک داره

جک و لطیفه

مؤدب


فریدولین از جشن تولد دوستش به خانه برگشت.


مادرش پرسید: دختر مؤدبی بودی؟


فریدولین: البته مادر!


مادر: مرتب نمیرفتی شیرینی برداری؟


فریدولین گفت: نه همان اول که وارد شدمپنج تا برداشتم!


 


پز!


پسری صد یورو در خیابان پیدا کرده بود. به خانه که آمد مادرش از او پرسید: آیا به اداره‏ی اشیای گمشده اطلاع دادی؟


پسرک گفت: نه چون این خیلی خوب نیست کهآدم بخواهد پز شریف بودنش را بدهد!


 


فراموشی


آلبرت از رالف پرسید: مامانت چطوری فهمید که دستهایت را نشستی؟


رالف گفت: هیچی فراموش کرده بودم صابون را خیس کنم!


 


دلیل


پسرک روی زمین نشسته بود و ناله می‏کرد. مادرش با دلسوزی پرسید: چی شده؟


پسرک خوردم زمین و زانویم زخمی شد.


مادر:کی این طوری شد؟


پسرک: نیم ساعت پیش.


مادر: پس چرا تازه الآن ناله و زاری می‏کنی؟


پسرک: آخه نمی‏دانستم تو در خانه‏ای!


 


درک مزه


خواهر هانس برایش کتلت درست کرد و از او پرسید: مزه آنها چطوره؟


هانس گفت: مزخرفه!


خواهرش گفت: پس تو اصلا مزه‏ی خوب را درک نمی‏کنی. در کتاب آشپزی نوشته شده بود مزه‏ی آنها عالیه!


 


صاحب اصلی


کارل و گستاو از کنار آقای بلومر می گذشتند. آآقای بلومر از آن طرف نرده به آنها یک توپ نشان داد و پرسید: این توپ مال شماست؟


کارل پرسید: چطور؟ مگه به شما خسارت زده؟


آقای بلومر گفت: نه.


کارل: پس مال ماست!


جوک جدید

دیوانه اولی: من وقتی رو کله ام وامیستم خون توی سرم جمع میشه، ولی وقتی روی پاهام وامیستم، خون تو پاهم جمع نمی شه، می دونی چرا اینجوریه؟
دیوانه دومی: خوب معلومه، چون پاهات مثل کله ات تو خالی نیستند!!!

—————————

بچه از باباش می پرسه: بابا! تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگی می کنند یا با هم هستن؟
باباهه می گه: بچه جون! اگه زنها با شوهراشون یک جا باشن که اونجا دیگه بهشت نمی شه!

—————————

حیف نون زنگ می زنه ثبت احوال، می گه: ببخشید، اونجا ثبت احواله؟ من امروز احوالم خیلی خوبه، می خواستم ثبت کنم!

—————————

توی یک مهمانی، یک خانمی رو می کنه به حیف نون، می گه: به نظر شما من چند سالمه؟ حیف نون می گه: گفتنش یک خورده مشکله، اما یک کم که دقیق می شم می بینم اصلا بهتون نمی یاد!

—————————

حیف نون می ره کارخانه چوب بری استخدام بشه، آقاهه می پرسه: سابقه ای تو کار چوب بری داره؟
حیف نون می گه: من می تونم درختای گردو به قطر یک متر رو در مدت یک دقیقه با تبر قطع کنم!
آقاهه خیلی تحت تاثیر قرار می گیره، می گه: این همه تجربه رو از کجا آوردی؟
حیف نون می گه: از کویر لوت!
آقاهه می گه: مرد حسابی! کویر لوت درخت گردوش کجا بود؟!
حیف نون می گه: پس فکر کردی واسه چی دیگه اونجا درخت گردو پیدا نمی شه؟!

—————————

معلم: کی می دونه چرا هواپیما پروانه داره؟
رضا: آقا اجازه؟ برای اینکه خلبان عرق نکنه!
معلم: از کجا فهمیدی؟
رضا: آقا اجازه؟ یه دفعه که ما داشتیم فیلم تماشا می کردیم، دیدیم که وقتی پروانه هواپیما از کار افتاد، خلبانه خیس عرق شد!

—————————

یارو می رسه به دوستش می گه: حیف نون چی شده؟ خیلی به نظر ناراحتی؟
حیف نون می گه: آخه این هفته بدترین هفته برام بود، شنبه طلبکاره اومد در خونمون، یکشنبه ماشینم رو دزدیدند، دوشنبه خونه مون آتیش گرفت، سه شنبه سکته ناقص کردم، چهارشنبه بابام فوت کرد، پنج شنبه زنم گم شد و از همه بدتر جمعه… زنم پیدا شد!


 

 

 

 

یارو دم یه گربه رو گرفته بوده و می کشیده
بهش می گن : گناه داره چرا دم گربه رو می کشی؟
می گه  بابا من فقط دمش رو گرفتم … خودش می کشه

—————————
یارو میره ته استخر تا میاد بالا می گه : کاشی کاره عجب نفسی داشته !!!

—————————

غضنفر تو جاده داشته رانندگی می کرده ، یهو میبینه یه کامیون داره از روبروش میاد،
میزنه رو ترمز میبینه ترمزش نمی گیره .

رفیقشو صدا می کنه می گه : اصغر اصغر پاشو تصادفو ببین .
—————————
یک مورچه و یک زرافه باهم ازدواج می کنند
شب عروسی مورچه گم می شه بعد از یک هفته پیداش می شه
بعد زرافه بهش می گه : این همه مدت کجا بودی ؟
مورچه می گه : تو راه بودم که بیام بوست کن


 

 

 

حیف نون رفته بوده تئاتر، دوستش ازش می پرسه: چطور بود؟
حیف نون میگه: خوب بود، ولی آخرش رو نفهمیدم چی شد. قست اول که تموم شد یک پلاکارد نشون دادن که نوشته بود: “پرده دوم، دو سال بعد”
من دیگه حوصله نداشتم دو سال صبر کنم اومدم بیرون!
—————————

مگسه نامزدش رو می گیره تو بغلش، میگه: عزیزم! من تو را با هیچ گهى عوض نمی کنم!
—————————
تو شهر حیف نون اینا برای اولین بار چرخ فلک نصب می کنن. حیف نون به شهرداری زنگ می زنه می گه دستتون درد نکنه، از وقتی پنکه بزرگه رو نصب کردین هوا خیلی خنک شده!
—————————
به حیف نون می گن برو استخر شیرجه بزن تو آب، بعدش بیا بالا شامپو گلرنگ رو تبلیغ کن… خلاصه میره بالا و شیرجه میزنه، ولی از بخت بد سرش می خوره به کف استخر… بعد از یه مدت بالاخره میاد بالا، رو می کنه به دوربین، می گه: می خوام سالاد درست کنم!
—————————
حیف نون داشته برای دوستانش تعریف می کرده: “رفته بودم جنگل، که ناگهان یه خرس بزرگ دنبالم گذاشت، من هی می دویدم، خرسه هم هی پشت سر من می دوید و لیز می خورد… من هی می دویدم، خرسه هم هی پشت سر من می دوید و لیز می خورد…”
دوستاش می گن: “حالا خوبه تا اینجا رسیدی خودت رو خراب نکردی!”
حیف نون می گه: “پس فکر کردید برای چی خرسه لیز می خورد؟


 

 

مردی می ره پیش کشیش تا اعتراف کنه. می گه: من در زمان جنگ جهانی دوم به یک مرد در خانه خودم پناه دادم.
کشیش می گه: خوب این که گناه نیست!
مرد می گه: ولی من بهش گفتم برای هر یک هفته ای که در خانه من بمونه باید ۵ دلار بپردازه.
کشیش می گه: درسته که کارت خوب نبوده، ولی تو با نیت خوبی این کار رو انجام دادی.
مرد می گه: اوه! متشکرم! خیالم راحت شد. فقط یه سوال دیگه…
کشیش می گه: بگو فرزندم.
مرد می گه: آیا باید بهش بگم که جنگ تموم شده؟


 

چی صدا کنم تو رو …. گور خر یا کانگورو ……… کاش که خر بودی عزیزم ….. می شدم سوار تو

جوک خنده دار

حیف نون می ره کتابخونه، داد می زنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه.
آقاهه بهش می گه: آقا! اینجا کتابخونه هست.
حیف نون می گه: ببخشید… بعد یواش در گوش آقاهه می گه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه!

—————————

شعبده بازی روی صحنه هنر نمایی می کرد که ناگهان گفت: حالا یک خانم بیاید روی صحنه تا من کاری کنم که غیب شود!
مردی از میان جمعیت برخاست و گفت: آقای شعبده باز! چند لحظه صبر کن تا من بروم مادر زنم را بیاورم!

—————————

سه نفر می خواستند چای لیپتون بخورن. اولی فنجان رو نگه می داره و لیپتون را تو فنجان تکان می ده، دومی لیپتون را نگه می داره و فنجان را تکان می ده، سومی لیپتون را به دور فنجان می ماله!

—————————

مادر: احمد! اگر من به تو ۱۰ تا بادام بدهم که آنها را به طور مساوی با جواد تقسیم کنی، چند تا به او می دهی؟
احمد: سه تا!
مادر: ببینم! مگر تو حساب کردن بلد نیستی؟
احمد: چرا مامان من بلدم، ولی جواد که بلد نیست!

—————————

به حیف نون گفتن واسه زلزله بم چه کمکى کردى؟ گفت: متاسفانه من دستم خالی بود، ایشالا زلزله بعدی!

—————————

احمد: مامان! اجازه می دهی بروم با اکبر بازی کنم؟
مادر: نه پسرم، اکبر بچه خوبی نیست. آدم باید همیشه با دوست بهتر از خودش بازی کند.
احمد: پس اجازه بدهید اکبر بیاید با من بازی کند!

اس ام اس عاشقانه
آخرین شعر مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار ، تا که تنهایی ات از دیدن آن ، جا بخورد و بداند که دل من با توست ، در همین یک قدمی !

 
شبها که بی تو پلک غزل بسته می شود ، از لحظه های بی تو دلم خسته می شود ، باور نمی کند دل مغرور و ساکتم ، هر لحظه بیشتر به تو وابسته می شود .


 
عمریست لبخندهای لاغر خود را ذخیره می کنم و می گویم برای روز مبادا ، هر روز بی تو برایم روز مباداست !


 
تو اگر خسته ای از دست دلم حرفی نیست ، امر کن تا که بمیرم ، به خدا می میرم !


 
بر سنگ قبر من بنویسید خسته بود ، اهل زمین نبود نمازش شکسته بود ، بر سر سنگ قبر من بنویسید شیشه بود تنها از این نظر که سراپا شکسته بود ، بر سنگ قبر من بنویسید پاک بود و چشمان او که دائما از اشک شسته بود ، بر سنگ قبر من بنویسید این درخت عمری برای هر تیشه و تبر دسته بود ، بر سنگ قبر من بنویسید کل عمر پشت دری که باز نمی شد نشسته بود .



 زندگیمو میدم برات ، جونمو میزارم به پات ، هرجا بری میام باهات ، میشم یه رویا تو شبات ، میشم یه خواب شیرین تو چشات ، دنیا رو میزارم کنار اگه بگی دوست دارم .

 
عشق همچون نقاشیست ، با این تفاوت که نقاشی را می توان پاک کرد اما عشق را هرگز !


 
هرگاه دلت هوایم را کرد ، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند .


 
در رویاهای کودکانه آموختم به چیزی که به من تعلق ندارد فکر نکنم ، اما ناگهان او همه ی فکرم شد .

در دنیا جای کافی برای همه هست ، پس بجای اینکه جای کسی را بگیری سعی کن جای خودت را پیدا کنی .

 
زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من ، بر امید دانه ای افتادم بر دام دوست . (حافظ)

 
فغان کین لولیان شوخ شیرین کار شهر آشوب ، چونان بردند دل که ترکان خان یغما را . (حافظ)


 
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل مارا ، به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را ، بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت ، کنار آب رکناباد و گلگشت مصلا را . (حافظ)


 
یه نفر ، یه جایی ، تمام رویاهاش تو بودی ، وقتی که به تو فکر میکنه احساس میکنه زندگی واقعا با ارزشه ، پس هروقت دلت گرفت این حقیقت رو به خاطر داشته باش ، یه نفر ، جه جایی ، بیقرارته !



 گل من خبر نداری گلدونت برات میمیره ، اگه تو پژمرده باشی گلدونت دلش میگیره !


 
چشم مستی که تو داری به خدا زنجیر است ، هرکه پایبند تو شد تا به قیامت گیر است .


 
سکوت بی بهانه ترین صدای مهر است و من سکوت می کنم تا بگویم دوستت دارم .

 
واست شب اس ام اس زدم که بگم دنیام تاریکه مثل شب ، تنهام مثل ماه ، کوچیکم مثل ستاره ، اما دوست دارم اندازه ی آسمونی که اندازه نداره .

 
بوی غربت میدهم اما غریبه نیستم ،گرچه میدانم که عمری در غریبی زیستم ، مثل رودی بستر این خاک را طی کرده ام ، تا بفهمم عاقبت در جستجوی چیستم ، در عبور از لحظه ها بر روی پای اشتیاق ، لب شکست از خشکی اما همچنان می ایستم ، دستهایت برگهای عمر سبزم را ربود ، گرچه اینجا هستم اما در حقیقت نیستم ، ای فریماه شب تار یاریم کن ، تا بدانم سایه گمگشته ای از کیستم .

 
دلم گرفته از آدمایی که میگن دوستت دارم اما معنیشو نمیدونن ، از آدمایی که میخوان ماله اونا باشی اما خودشون مال تو نیستند ، از اونایی که زیر بارون برات میمیرن و وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره .

 

 
 
» ايجاد سايت
» گوگل
» ياهو
» دانلود اهنگ
» فال حافظ
» چاهدراز
» ehsan
  RSS 2.0  

Weblog Themes By Blog Skin
 

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ